در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٢٧٦ - شقاوت ديگر رژيم خشونت و فريب
«من ينتدب الحسين فيوطئ الخيل ظهره؟» چه كسى آماده است تا پيشگام گردد و بر پيكر حسين، اسب بتازد؟
در پاسخ او، ده تن اعلان كردند كه آمادهاند تا دست به آن شقاوت بزنند كه عبارت بودند از:
١- اسيد بن مالك، ٢- هانى خضرمى، ٣- واخط بن ناعم، ٤- صالح بن وهب، ٥- سالم جعفى، ٦- رجاء عبدى، ٧- عمر صيداوى، ٨- حكيم بن طفيل، ٩- اخنس بن مرثد، ١٠- و اسحاق بن حويه.
آرى، اين ده تن، سوار بر اسبهاى خود شدند و آنها را با شقاوتى بهتآور بر بدن نازنين حسين ٧، آن نگاهبان نور، آن حماسه سراى حماسه آزادى، آن آموزگار حريم حرمت، و آن سمبل پروا و ايمان تاختند؛ به گونهاى كه استخوانهاى آن نازنين بدن را در هم شكسته و نرم كردند.
پارهاى از سرايندگان در اين مورد با الهام از منطق آزادمردان چه زيبا سرودهاند كه:
|
لسنا نبالى اذا ارواحنا نعمت |
ما ذا فعلتم باجساد و اوصال |
|
اگر جانها و روانهاى ما، به پاداش انجام وظيفه و اداى رسالت در آرامش و ناز و نعمت باشند، ديگر براى ما مهم نيست كه شما بيدادگران سياهرو با پيكرهاى به خون خفته ما چه خواهيد كرد.
آرى، اين گروه تيره بخت هنگامى كه پس از بازگشت از كربلا، بر عبيد وارد شدند، سخن گويشان چنين گفت:
«نحن رضضنا الصّدر بعد الظهر ....»