در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٤٣ - ١٠ - توجه دادن به رسالت علم و عالم
بر سر دو راهى ذلّت پذيرى و تسليم خفّتبار در برابر فرومايگان و بيدادگران حاكم، و مرگ پرافتخار و با عزّت و سرفرازى. و چقدر دور است از ما كه ذلّت و خوارى را برگزينيم. خدا و پيامبر او و ايمان آوردگان و دامانهاى مادران پاك و رگ و ريشههاى پاكيزه و مغزهاى غيرتمند و جانهاى ستم ستيز و با شرافت، نمىپذيرند كه ما فرمانبردارى فرومايگان و استبدادگران پست و رذالت پيشه را بر شهادتگاه رادمردان و آزادمنشان مقدّم بداريم.
و فرمود:
«و اللَّه لا اعطيهم بيدى اعطاء الذّليل و لا افرّ فرار العبيد.»
[١] نه! به خداى سوگند نه دست ذلّت به دست استبداد و انحصار خواهم نهاد و نه بسان بردگان ترسو از برابر آنان خواهم گريخت.
و قهرمانانه خروشيد كه:
«و اللَّه لا اعطى الدنيّة من نفسى ابدا.»
[٢] به خداى سوگند كه من هرگز زير بار پيمان خفّتبار استبدادگران نخواهم رفت.
١٠- توجه دادن به رسالت علم و عالم
هدف شكوهبار ديگر نهضت فرهنگ ساز و انسان پرور عاشورا توجه دادن علم و دانش به رسالت واقعى خويش و هشدار دادن به دانشور و دانشمند، عالم و روشنفكر و صاحب انديشه و آگاهى و رسالت، يا خواص جامعه به عهد خطير و جايگاه رفيع و مسئوليت سنگين خويش است.
چرا كه اگر در شهر و ديارى سرچشمه آن، پاك و پاكيزه باشد و منبع آب، لبريز از آب سالم و بىآلايش و تصفيه شده، در آن صورت گل آلود بودن لولهها و شيرها چندان زيانبار نيست؛ چرا كه همه آنها به سرچشمهاى پاك و جوشان و زلال پيوند دارند و به آبى صاف و پايان ناپذير كه همه اين آبهاى راكد و گلآلود را در سر راه خويش مىروبد، آلودگى را مىشويد، ناخالصىها را مىپالايد و همه جا را ضد عفونى و آفتزدايى و پاكيزه مىسازد.
[١]- انساب الاشراف، ج ٣، ص ١٨٨.
[٢]- لهوف، ص ٢٣.