در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٤١ - ٩ - عزتطلبى و شكست ناپذيرى
اين قدرت شگرف و شكست ناپذير در مرحله نخست از ژرفاى جان و دل و گستره روح و قلب سرچشمه مىگيرد و پس از سر بر آوردن از رويشگاه و خاستگاه خويش، به تدريج در كران تا كران انديشه و عقيده، زبان و قلم، دست و ديده، گفتار و كردار و برنامهها و هدفهاى زندگى او تجلى مىيابد و آن گاه به او عظمت و شكوه و معنويت و شكست ناپذيرى مىبخشد.
كسى كه به اين ويژگى انسانى و معنوى آراسته گرديد، ديگر خود را فراتر از سر ذلّت فرود آوردن در برابر حق ناشناسان و خودكامگان مىنگرد، فراتر از وقار متكبرانه، فراتر از فروتنى ذليلانه، فراتر از ستم پذيرى و قبول خفّت، فراتر از برده منشى و دنباله روى كوركورانه، فراتر از بافتن و شنيدن چاپلوسىها و تملقها و ستايشهاى چندش آور و القاب پوشالى و پرطمطراق، فراتر از فرمانبرداريهاى چاكرمنشانه و اهانت آميز، و فراتر از ضد ارزشهايى چون: ريا، سمعه، خود دوستى، حب مدح، عجب، بدگمانى، جدال، تملق، دنياطلبى، حرص، حسد، غرور، تعصب، سخن چينى، كينهتوزى، فريب، فخر فروشى، تجمل، دورويى، جاهطلبى، خشونت پيشگى و ...
مىخواهد.
به مرحلهاى اوج مىگيرد كه نه در برابر زر و زور نفوذ مىپذيرد و نه در برابر دجالگرى و نيرنگ و فريب؛ نه بيداد و ناروا و زورمدارى را تحمل مىكند و نه آن را به ديگران تحميل مىكند و مىخواهد و نه مىتواند نظارهگر اسارت مردمى در چنگال اين آفتهاى عزتكش و ذلتبار و خفتآور باشد و دم فرو بندد و با همه توان و مايه نهادن از جان، به آنان درس عزت نفس و كرامت روح و بزرگمنشى و آزادگى ندهد؛ نه هرگز![١]
[١]- در نگرش انسانى اسلام، اين خداست كه« عزيز» و شكست ناپذير و تواناست و هر آن كسى كه به آن سرچشمه قدرت و عزت، ايمان آورد، نه بايد ذلت و ستم را بپذيرد و نه به ديگران تحميل كند و نه اجازه دارد تا راه اسارت و حقارت خويش را هموار سازد.
امام صادق ٧ در تفسير آيه« وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ ...»، فرمود:
ُ« فالمؤمن يكون عزيزا و لا يكون ذليلا ... المؤمن اعزّ من الجبل، انّ الجبل يستفل منه بالمعاول، و المؤمن لا يستفل من دينه شىء.»
انسان باايمان عزتمند و آزاده است و ذلت پذير نخواهد بود. او از كوه سر به آسمان ساييده و استوار نيز پايدارتر و استوارتر است؛ چرا كه كوه را مىتوان با ابزارى نظير كلنگ كند و سوراخ كرد امّا اراده و ايمان شكست ناپذير انسان آزادمنش و توحيدگرا و با ايمان را هرگز. نور الثقلين، ج ٥، ص ٣٣٢.
و هشدار داد كه:
ُ« انّ اللَّه فوض الى المؤمن اموره كلّها و لم يفوض اليه ان يذل نفسه، لانّ اللَّه يقول: وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ.»
خدا انسان را بر سرنوشت خويش حاكم ساخته و كارهاى او را به خودش وانهاده است جز اينكه به او اجازه نداده است كه ذلت پذيرد و عزت و كرامت خويش را پايمال سازد؛ چرا كه در قرآنش فرمود: عزت و شكست ناپذيرى از آن خدا و پيامبر و مردم با ايمان است. نور الثقلين، ج ٥، ص ٣٣٣.