در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٢٠١ - پرشكوهترين سمبل آزادى و آزادمنشى
و اى تحريفكنندگان سخنان پيامبر! و اى گروه گناهكاران و جنايت پيشگان! و اى فرو افتادگان از دماغ شيطان! و اى خاموشكنندگان شيوه و روش نورانى پيامبر! آيا اين طغيانگران تبهكار و استبدادگر را يارى مىكنيد و دست از يارى ما برمىداريد؟
آرى، به خداى سوگند كه اين فريبكارى و پيمانشكنى در شمايان صفتى ديرين است. رگ و ريشه شما بر آن استوار گشته و شاخههايتان بر آن پيوند خورده و در نتيجه شما پليدترين ميوهاى را مىمانيد كه در گلوى باغبان و نگهبان رنجديدهاش گلوگير است و در كام تجاوزكاران غاصب، گوارا و لذّت بخش.
پرشكوهترين سمبل آزادى و آزادمنشى
و آن گاه اميد پوچ و شقاوتبار رژيم اموى را براى هميشه به باد داد و مارك ننگ و خفّت را بر پيشانى همه استبدادگران قرون و اعصار نواخت و حسرت تسليم شدن و دست بيعت سپردن را بر دلهاى سياه و پليدشان نهاد و اين درس بزرگ را به همه آموخت كه، در برابر شيفتگان قدرت و انحصارگران امكانات خلقها چگونه بايد ايستاد و نه گفت و شهامتمندانه فرمود:
«ألا و إنّ الدعىّ بن الدعىّ قد ركزنى بين اثنتين: بين السّلّة و الذّلّة و هيهات منّا الذّلّة، يأبى اللَّه ذلك لنا و رسوله و المؤمنون، و حجور طابت و طهرت، و أنوف حميّة و نفوس أبيّة من ان نؤثر طاعة اللّئام على مصارع الكرام ....» هان اى مردم!
اى عصرها و نسلها! بهوش كه اين فرومايه و فرزند فرومايه، اينك مرا ميان دو راه و دو انتخاب قرار داده است: بر سر دو راهى ذلّت پذيرى و تسليم خفّتبار در برابر فرومايگان و بيدادگران حاكم، و يا مرگ پر افتخار و با عزّت و سرفرازى! و چقدر دور است از ما كه ذلّت و خوارى را برگزينيم. خدا و پيامبر او و ايمانآوردگان و روشنفكران و دامانهاى پاك و رگ و ريشههاى پاكيزه و مغزهاى روشن انديش و غيرتمند و جانهاى ستم ستيز و با شرافت نمىپذيرند كه ما فرمانبردارى فرومايگان و استبدادگران پست و رذالت پيشه را بر شهادتگاه رادمردان و آزادمنشان مقدّم بداريم.