در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٣١ - ٥ - پاسخ به نداى همكارى و دادخواهى
حرام خدا را حلال مىسازند و حلال او را حرام؛ و من زيبندهترين مردم به تلاش و جهاد خستگى ناپذير و شجاعانه در راه دگرگونى مطلوب و خدا پسندانه در اين جامعه و در ميان اين امت هستم.
٥- پاسخ به نداى همكارى و دادخواهى
هدف ديگر نهضت آزاديخواهانه و نجات بخش عاشورا پاسخگويى به نداى دادخواهى و دعوت به تعاون و همكارى از سوى مردم عراق و كوفه است؛ و اين كار يعنى پاسخگويى به نداى جاودانه قرآن.
«تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى»[١] كوفه در آن روزگار مركز عراق بود و اردوگاهى بزرگ در برابر انحصار و تاريك انديشى شام و به اعتبارى از قدرتمندترين شهرهاى آن روز و كانون آگاهان و روشنفكران و دوستداران خاندان وحى و رسالت و مدتى هم مركز خلافت عادلانه و بشر دوستانه امير والاييها؛ و درست به همين دليل هم سخت مورد سركوب رژيم اموى قرار گرفت و دهها چهره مبارز و پرواپيشه و آزاديخواه و اصلاح طلب آن، همانند: حجر بن عدىها، ميثم تمارها، عمرو بن حمقها، رشيد هجرىها، كميلها، قنبرها، هانىها، شريكها، و طوعهها با پروندهسازىهاى رسوا و نواخته شدن مارك ارتداد و شورشگرى و خيانت بر پيشانىشان قتل عام شدند.
اينك سال شصتم از هجرت است و با مرگ معاويه شكافى عميق در برج و باروى استبداد و اختناق پديدار شده و آن مردم زجر كشيده به جنبش و حركت در آمده و برآنند تا خود را از سركوب و ستم مذهب سالارى مخوف و خشن و دروغين اموى برهانند. در اين راستاست كه دهها نامه و پيك به سوى پيشواى آزادى گسيل مىدارند و از او براى رفتن به كوفه و عراق براى تعاون و همكارى در راه نيكى و پروا و برچيدن بساط بيداد و افكندن طرحى نو براى اصلاح اساسى جامعه دعوت مىكنند و دست بيعت به سوى او مىگشايند.
[١]- سوره ٥، آيه ٢.