در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٢١٦ - آيا خدا توبهام را مىپذيرد؟
كوفه كيست؟ شما را نشان مىدادم؛ اينك اين چه وضعيّتى است كه از شما مىنگرم؟
«حرّ» گفت: «انّى و اللَّه خيّرت نفسى بين الجنّة و النار؛ فو اللَّه لا أختار على الجنّة شيئا و لو قطّعت و حرّقت.» واقعيّت اين است كه خويشتن را ميان بهشت و دوزخ مىنگرم و خود را در حال انتخابى دشوار. و آن گاه گفت: به خداى سوگند كه چيزى را بجاى بهشت برنخواهم گزيد؛ گرچه قطعه قطعه شده و به شعلههاى آتش سپرده گردم و خاكسترم را بر باد دهند.
و بدينسان به بهترين انتخاب در سراسر زندگى خويش دست زد.
دريغ و درد
آن گاه «حرّ» به «قرّه تميمى»- كه در كنارش بود- گفت: هان اى «قرّه»! اسب خويش را آب دادهاى؟
او گفت: نه.
پرسيد: آيا نمىخواهى آبش دهى؟
«قرّه» مىگويد: گفتم نه، چرا كه مىپنداشتم او بر آن است كه از آنجا دور گردد و در كارزار شركت نجويد و شاهد آن نباشد و خوش ندارد كه من از انديشه و كارش آگاه گردم و به رازش پىبرم؛ از اين رو من هم به او گفتم: من خودم مىروم و اسبم را آب مىدهم. او از آنجا دور شد و اگر مرا از راز خويش آگاه مىساخت، و تصميم خود را با من در ميان مىنهاد، من نيز به همراه او ركاب مىكشيدم و به سوى حسين ٧ مىرفتم؛ امّا دريغ و درد كه چنين نشد و من در حرمانى بزرگ و اندوهى پايان ناپذير گرفتار آمدم!
آيا خدا توبهام را مىپذيرد؟
«حرّ» پس از بهترين انتخاب، به سوى اردوگاه نور ركاب كشيد و در حالى كه دستهاى خود را روى سرش نهاده بود و مىسوخت و مىگداخت، نيايشگرانه