در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٢٩٩ - سخنان روشنگرانه دخت ديگر امير مؤمنان
و أىّ أموال انتهبتموها؟
قتلتم خير رجالات بعد النّبى ٦، ألا إنّ حزب اللَّه هم الفائزون، و حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ.» هان اى مردم كوفه! چهرهايتان ناپسند و زشت باد! كه پيشواى آزادى و عدالت، حسين ٧ را كه تنها در انديشه مرزبانى از دين و دفتر و دفاع از حقوق و آزادى و امنيت و حرمت لگدكوب شده و به تاراج رفته مردم بود و ياريش بر همگان لازم، شما او را در برابر دشمن خودكامه و بيداد پيشه تنها و بىيار و ياور نهاديد و به همراه دشمن تجاوزكار، وى را به شهادت رسانده و ثروت و دارايى او را به تاراج برديد؛ چنان كه گويى آن مال و ثروت از راه ارث به شما رسيده است! شما تاريك انديشان و تيره بختان پس از بخاك و خون كشيدن آن حضرت، بانوان حرم او را به اسارت برديد و آنان را زير شكنجه و فشار قرار داديد و آزرديد؟
اى مرگ و نابودى بر شما باد! آيا مىدانيد چه وزر وبال سهمگينى را به دوش كشيديد؟ و چه گناه گرانبارى را به گردن گرفتيد؟
مىدانيد چه خونهاى پاك و مقدسى را بر روى ريگهاى تفتيده نينوا ريختيد؟ و چه بانوان گرانقدر و آزاده و بزرگمنش و پرواپيشهاى را در سوگ عزيزانشان سوگوار ساختيد؟
مىدانيد چه دختران آزاده و بزرگى را به اسارت گرفتيد؟ و چه اموال و ثروتى را از خاندان رسالت به يغما برديد؟
شما بيداد پيشگان نالايق، مردان آزاديخواهى را از دم شمشير گذرانديد كه پس از پيامبر خدا بهترينهاى روزگاران بودند؛ شما آنان را چنان كشتيد و به گونهاى شرارت كرديد كه گويى عاطفه و احساس انسانى از دلهاى شما ريشه كن شده است! بهوش باشيد كه توحيدگرايان راستين پيروزند و حزب شيطان، زيانكار و شكست خورده و رسواست.
و آن گاه اين گونه به مرثيه سرايى پرداخت:
|
قتلتم أخى صبرا فويل لامّكم |
ستجزون نارا حرّها يتوقد |
|
|
سفكتم دماء حرم اللَّه سفكها |
و حرمها القرآن ثم محمّد |
|
|
ألا فابشروا بالنّار انّكم غدا |
لفى سقر حقا يقينا تخلدوا |
|
|
و إنّى لا بكى في حياتى على أخى |
على خير من بعد النّبى سيولد |
|