در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ١١٩ - دعاى امام حسين
فرزانه هيچ گاه زمين و زمان را از عملكننده به حق و عدالت و از راهنما و راهگشاى به سوى راه نجات و سرفرازى تهى نمىگرداند! شما اى سالار خوبان! حجّت خدا، بر بندگانش هستيد و وديعه بزرگ و امانت شكوهبار الهى در زمين گسترده او. شما از درخت تناور احمدى هستيد و ميوه جانبخش و پاك و پاكيزه شجره طيّبه محمّدى. آن گرانمايه جهان هستى اصل و پايه و ساقه آن درخت تناور و مقدّس است و شما شاخ و برگ و ميوه شفا بخش آنيد. پس به سوى هدف بشتاب كه با بهترين پيك روبرو خواهى بود.
سالار من! من پس از دريافت نامهات گردنهاى قبيله «بنى تميم» را براى تو رام نموده و آنان را پر شورتر و سختتر از تشنه كامان و عطشزدگان و سوختهدلانى كه پس از روزها تشنگى و عطش، بر آب گوارا و زلال وارد مىگردند، به سوى تو توجّه دادهام.
افزون بر اين قبيله، به يارى خدا، قبيله «بنى سعد» را نيز در برابر تو خاضع ساختهام و اينك آنان در برابر فرمانت سر تعظيم فرود مىآورند به خواست خدا، زنگارهاى دلها و سينههاى آنان را با آب رگبار باران جانبخش و زندگى ساز و آزاديبخش فرهنگ قرآن و عترت به گونهاى شستشو دادهام كه جلا و صيقل يافته است.
دعاى امام حسين ٧
اين نامه پرشور و سرشار از مهر و ارادت به حسين ٧ رسيد. هنگامى كه آن حضرت نامه را خواند، قهرمان «نهشلى» را دعا كرد و فرمود:
«ما لك؟ آمنك اللَّه يوم الخوف، و اعزّك و أرواك يوم العطش الأكبر.»
هان اى بنده خدا! تو را چه مىشود؟ خدا تو را در روز رستاخيز- كه روز ترس و هراس سهمگين خلق است- امنيّت ارزانى دارد و تو را به پاداش پيروى از حق و عدالت، عزّت بخشد و در روز تشنگى سخت رستاخيز تو را سيراب گرداند.
و خود «ابن مسعود» پس از فرستادن اين نامه- در آن شرايط سخت و هراس انگيز- به سازماندهى ياران و همراهان و همرزمان خويش پرداخت و آن گاه زمانى كه آماده حركت براى يارى رسانى به پيشواى شايستگان گرديد، به ناگاه خبر جانسوز