در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٤٠ - ٩ - عزتطلبى و شكست ناپذيرى
في دنياكم و ارجعوا الى احسابكم ان كنتم عربا كما تزعمون.»
[١] هان اى پيروان دودمان اموى اگر دين و ايمانى نداريد و از حسابرسى روز رستاخيز نمىهراسيد، پس بياييد و در زندگى اين جهان آزاد مرد و آزادمنش باشيد و اگر به راستى خود را عرب مىپنداريد، به نياكان خويش بينديشيد.
و آن آزاد مرد تاريخ را- كه پس از تفكر و تدبر بسيار در فرجام راه و كارش، سرانجام توانست خويشتن را از كند و زنجيرهاى استبداد برهاند و آزادمنشانه بينديشد و با بريدن از اردوگاه اختناق و فريب به سوى پيشواى آزادى بشتابد- ستود و او را آزادمنش دنيا و آخرت مدال داد و فرمود:
«انت حر في الدّنيا و الآخرة كما سمّتك امّك.
» گوهر آزادى در سبك و سيره حسين ٧ به گونهاى سرنوشت ساز و اوج بخش است كه رابطه با خدا را نيز آزادمنشانه و سرشار از عشق و كرامت و آزادگى و حقشناسى مىخواهد و مىپسندد، نه تاجرمنشانه و بردهوار يا بر اساس طمع و ذلّت.
«انّ قوما عبدوا اللَّه رغبة فتلك عبادة التّجّار و انّ قوما عبدوا اللَّه رهبة فتلك عبادة العبيد و انّ قوما عبدوا اللَّه شكرا فتلك عبادة الأحرار و هى أفضل العبادة.»
[٢]
٩- عزتطلبى و شكست ناپذيرى
عزت نفس و كرامت روح و بزرگمنشى و رفتار بزرگوارانه از ويژگيهاى اخلاقى و انسانى است. اين ويژگى اوج بخش در رشد و بالندگى انسان، پاكى و شايسته كردارى او، معنويت و عظمت روح و حقشناسى و قانون گرايى و قانونمدارىاش نقش سرنوشت ساز و معجزهآسايى دارد.
گر چه واژه عزت در فرهنگ فارسى به مفهوم آبرومندى و ارجمندى آمده است امّا در فرهنگ قرآن و خاندان رسالت به مفهوم اوج گرفتن به مرحله توانمندى معنوى و اخلاقى و عظمت روح و شكست ناپذيرى است.
[١]- مقتل خوارزمى، ج ٢، ص ٣٠.
[٢]- تحف العقول، ص ٢٥٠.