در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٢٦٢ - درس آزادگى در ميدان كارزار
انديشه زدن نباشند و همه جنگاوران گام به ميدان پيكار نهند، نيزه آن قهرمان بىهماورد است كه سينه تجاوزكاران را مىشكافد و خونشان را مىريزد. او جوانمردى است كه وقتى دست ترسوها در ميدان رزم مىلرزد سينهاش را دليرانه سپر بلا مىسازد و از حق و عدالت دفاع مىكنند.
و شما در دفاع از حق و عدالت تا جايى پايدارى و ثبات قدم نشان به پندار دنياداران عزيز شما ذليل شد پيكرهاى پاكشان طعمه شمشير ددمنشان گرديد و راهها براى رسيدن به آرمان و هدف بلند و بشر دوستانه شما به ظاهر بسته شد.
ثروت و دارايى شما را اموى مسلكان به يغما بردند و ستاره اقبال شما به پندار استبدادگران غروب كرد.
و در اين شرايط بود كه دين با شهادت مرزبانان راستين و آگاه خويش به خطر افتاد و روشن شد كه رعايتكننده حقوق و حرمت پيامبر و خاندان او در شمار چقدر اندكاند.
درس آزادگى در ميدان كارزار
آن گرانمايه عصرها و نسلها همچنان به جهاد قهرمانانه خويش ادامه داد تا «شمر» به سركردگى گروهى ميان او و سرا پردهاش جدايى افكند و ميان او و خاندانش سنگر گرفت.
حسين ٧ به سر كرده سپاه اموى ندا داد كه هان اى «شمر»! تا ساعتى ديگر من سر بر بستر شهادت مىگذارم و مال و جانم به پندار شما بر سپاه اموى حلال مىگردد، بنا بر اين تا من زندهام به سرا پرده و اردوگاهم هجوم نبريد و زنان و كودكان را نترسانيد، برده صفتان نادان و گناه پيشه و دنبالهرو خود را از نزديك شدن به خيمههاى من باز داريد و اگر دين نداريد و از خداى دادگر و حسابرسى روز رستاخيز نمىترسيد، در اين جهان، اندكى آزادمرد و آزادمنش باشيد.
«رحلى لكم عن ساعة مباح، فامنعوه جهّالكم و طغاتكم، و كونوا في الدّنيا احرارا إن لم يكن لكم دين.»
و راستى كه بر دوستداران خاندان وحى و رسالت اين حقيقت تلخ سخت گران است كه چگونه ثروت و دارايى آنان، بر آن سپاه تجاوزكار و گناه پيشه حلال و روا