در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٣٨٥ - سرآغاز حركت
و در محور سازماندهى نيروهاى آماده پيكار و سازندگى آنان.
١- در حركت فكرى و فرهنگى ضمن يادآورى خفّت و خوارى جامعه، به خاطر فريب خوردن از رژيم بيدادگر اموى و تن سپردن به آفت هستى سوز استبداد و انحصار و كشتن عزيزترين و پر شكوهترين ميهمان، يا كوتاهى در يارى رسانى جدى و مؤثر به برنامه ستم ستيز و آزاديبخش و اصلاحطلبانه او، كه دامنگيرشان شده بود، بذر خونخواهى حسين ٧ را، همه جا افشاندند و شعار «يا لثارات الحسين» طنين انداز شد.
٢- در بعد اقتصادى نيز با وجود فقر و فلاكتى كه ثمره شوم حاكميّت استبداد و اختناق و عوام سالارى است، سلاح و ساز و برگ بسيارى فراهم شد.
٣- و در محور سوّم نيز نيروهاى تربيت شده و آمادهاى، سازمان يافت و گامهاى بلندى به سوى قيام برداشته شد.
پرچم هماره در اهتزاز رادى و سرفرازى
افزون بر حركت توّابين، دو جريان ديگر نيز در عراق بر ضدّ نظام سياهكار اموى فعّال بود و براى هلاكت يزيد لحظه شمارى مىكرد تا با درهم كوبيدن برج و باروى استبداد وابسته به شام، اموى مسلكان ددمنش آن سامان را در هم كوبد، و جالب بود كه هر دو جريان ضد استبدادى و آزاديخواهانه هم نيروى محرّكه حركت خويش را از عاشورا و شهادت دگرگونساز حسين ٧ و يارانش، الهام مىگرفتند و شعار خونخواهى حسين ٧ را سر مىدادند و وامدار نهضت اصلاحطلبانه آن پيشواى سرفراز و پرچم هماره در اهتزاز آن حضرت بودند.
يكى از آن دو، جريان «ابن زبير» بود كه از حجاز مردم را به بيعت با «عبد اللَّه» فرا مىخواند و با هلاكت «يزيد» قدرت را در عراق قبضه كرد؛ و ديگرى حركت نوبنياد «مختار» بود كه تازه از «ابن زبير» بريده و با عنوان نمايندگى «محمّد بن حنفيّه» و مأموريت از سوى او، شعار خونخواهى حسين ٧، و نابودى قاتلان او را سر مىداد.
سرآغاز حركت
و سرانجام در آغاز ربيع الاوّل به سال ٦٥ ه. ق، پس از چهار سال از رويداد دگرگونساز عاشورا و شهادت جانسوز سالار شايستگان بود كه در ميان كشاكش دو