در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٣٥٨ - ديدگاهها در مورد سر مقدس پيشواى شهيدان
ديدگاهها در مورد سر مقدّس پيشواى شهيدان
در مورد سر مقدّس حسين ٧ و به خاكسپارى آن، ديدگاهها يكسان نيست:
١- به باور گروهى، آن سر نورانى را- كه مشعل فروزان كاروان اسيران بود- به مدينه باز گرداندند و در آنجا به وسيله «عمرو بن سعيد» به خاك سپرده شد.
٢- امّا از «منصور بن جمهور» آوردهاند كه وقتى شام را فتح كرد و پس از ورود به شهر، به خزانه «يزيد» وارد شد، در آنجا سبد سرخ رنگى يافت! به غلام خود گفت:
اين سبد بسته بندى شده را خوب نگاهدار كه از گنجينههاى گران قيمت امويان است؛ امّا هنگامى كه پس از مدّتى آن را گشود، ديد سر نورانى و عطرآگين سالار شايستگان و پيشواى آزادى خواهان- كه هنوز موهايش به رنگ مشكى خضاب بود- در آن است.
به غلام دستور داد، پارچهاى آورد و بر آن سر نورانى پوشاند و پس از كفن نمودنش، آن را در كنار باب «فراديس» دمشق به خاك سپرد.
٣- و گروهى از مردم مصر نيز آوردهاند كه آرامگاه سر نورانى پيشواى شهيدان، در آنجاست و نام آن مكان مقدّس را «مشهد الكريم» نهادهاند. آنان آن آرامگاه را با زر و زيور بسيار آراسته ساخته و در مراسم گوناگون و مناسبتهاى مختلف به زيارت آن مىروند و بر اين باورند كه آن سر نورانى در آنجا به خاك سپرده شده است.
٤- امّا آنچه پس از مطالعه همه ديدگاهها دريافت مىگردد، اين است كه آن سر نورانى پس از همراهى با كاروان اسيران در شهرها و سرزمينهاى گوناگون، سرانجام به كربلا بازگردانده، و در آنجا به پيكر مطهّر آن حضرت پيوند داده شد و در شهادتگاه حسين ٧ دفن گرديد.
راستى كه سراينده اين سوگنامه در عظمت اين مصيبت جانگداز چه زيبا سروده است:
|
رأس بن بنت محمّد و وصيّه |
للناظرين على قناة يرفع ... |
|
سر نورانى فرزند ارجمند دخت سرفراز پيامبر در برابر ديدگان بهت زده مردم بر فراز نى مىرود! و مسلمانان با چشم خود آن منظره هولناك را مىنگرند و با گوش، آن داستان غم انگيز را مىشنوند، امّا نه كسى آن شقاوت و بيداد را به گونهاى مؤثر انكار مىكند و نه گريه و زارى سر مىدهد!