در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ١٦٤ - پايمردى بىنظير
اگر به سوى دشمن نتازى و او را نابود نسازى، او به سوى تو خواهد آمد و كينهات را در دل خواهد پروراند.
خبر شهادت مسلم
كاروان عشق و ايمان در راه شهادتگاه بود كه خبر جانسوز ديگرى دريافت داشت؛ و اين بار خبر شهادت نماينده و سفير حسين ٧ در كوفه و ميزبان غيرتمند و فداكار او، كاروانيان ستم ستيز و آزاديخواه را تكان داد و طوفانى از شيون و فرياد در آن پهن دشت خشك و سوزان به راه انداخت و سيلاب اشك را از ديدگان روان ساخت.
در اين مورد آوردهاند كه آن حضرت پس از دريافت آن خبر جانسوز و جانگداز به زمزمه اين اشعار پرداخت:
|
لئن كانت الدّنيا تعد نفسية |
فانّ ثواب اللَّه أعلى و أنبل ... |
|
[١] اگر زندگى دنيا و ارزشهاى آن نفيس و گرانبها شمرده مىشود، بايد دانست كه ثواب و پاداش خدا بالاتر و پربهاتر و ارجمندتر است.
و اگر اين بدنها و پيكرها براى مرگ آفريده شدهاند، پس كشته شدن براى آزاد مرد ان و عدالتخواهان و اصلاح طلبان در راه اين هدفهاى خدايى زيبندهتر و برتر است.
و اگر رزق و روزيهاى مردم بهرهاى مقدّر و اندازهگيرى شده است، بر اين باور كمتر حرصورزيدن و كم آزتر بودن انسان در به دست آوردن آن، زيباتر و نيكوتر است.
و اگر گردآورى داراييها و ثروتها براى وانهادن و رفتن است، پس چرا انسان به چيزى كه آن را مىگذارد و مىرود بخل ورزد؟
پايمردى بىنظير
آن گاه آن گرانمايه جهان هستى اندوه زده و گريان بخاطر از دست دادن ياران و دوستان بر اين انديشه رفت كه با شرايط نامطلوبى كه پيش آمده است، شايد زيبندهتر
[١]- پارهاى نيز اين اشعار را از امير مؤمنان آوردهاند.