در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٢٥٣ - ٣٣ - شهادت سردار اردوگاه نور
«فقال زرعة بن أبان: حولوا بينه و بين الماء و رماه بسهم فأثبته في حنكه.
سالار شايستگان رو ببارگاه خدا آورد و نيايشگرانه گفت:
«اللّهم اقتله عطشا و لا تغفر له أبدا»
بار خدايا، او را تشنه و عطش زده نابود ساز و هرگز مورد آمرزش و بخشايش خود قرارش مده! «و كان قد أتى بشربة فحال الدم بينه و بين الشرب فجعل يتلقى الدم و يقول هكذا الى السّماء.» در مورد اين عنصر تيره بخت آوردهاند كه: او پس از نفرين امام حسين ٧ دچار درد گرانى گرديد كه از پيشاروى خويش از سوزش عطش فرياد مىكشيد و از طرف پشت از سوز سرما، از اين رو پيشارويش همواره چندين بادبزن و وسيله خنككننده بود و پشت سرش كورهاى از آتش تا او را گرم كند؛ و مرتب فرياد مىكشيد كه:
تشنگى مرا كشت، سيرابم كنيد! ظرف بزرگى پر از آب و شير و ديگر مواد غذايى و نوشيدنى كه براى گروهى بسنده بود، برايش مىآوردند و او مىنوشيد و باز هم از تشنگى و عطش فرياد مىزد و به همان بلا گرفتار بود تا سرانجام شكمش بسان شكم شتر تركيد و به دوزخ رفت.
٣٣- شهادت سردار اردوگاه نور
در اين مورد آوردهاند كه: پس از فشار تشنگى در اردوگاه نور، حسين ٧ سوار بر مركب خويش گرديد و در حالى كه سردار ژرفنگر و قهرمان آزادى، «عباس» پيشاپيش آن حضرت بود، راه فرات را در پيش گرفت؛ امّا سپاه بيداد پيشه و ددمنش اموى ميان آن دو برادر جدايى افكند و پس از جدايى افكندن ميان عباس با سالارش حسين ٧، او را از هر سو محاصره كردند و در يك پيكار ناجوانمردانه و نابرابر، آن شير مرد شهامت و اخلاص را به شهادت رساندند.
حسين ٧ با ديدن پيكر به خون خفته سردار دلير سپاه خويش سخت اندوهگين گرديد و بر شهادت جانسوز برادر بشدت گريست.
من در مورد فداكارى و جانبازى «عباس» و در باره آن لحظاتى كه باران تير ميان آن دو برادر جدايى افكند اين گونه سرودهام: