در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٣٨٩ - رويارويى دو نيرو
مىكند! ...
همشهريان! دوست ما و شما يكى است و دشمن ما نيز مشترك است! اگر در برابر دشمن خيرهسر اموى يكپارچه باشيم پيروز خواهيم شد، امّا اگر دستخوش پراكندگى شويم، شكوه و صلابت ما خواهد شكست! مردم، خيرخواهىهاى مرا مغرضانه مپنداريد و با تقاضايم از در مخالفت در نياييد و با دريافت نامهام بازگرديد. درود بر شما امّا گروه توّابين و امير آنان از خيرخواهى او سپاسگزارى كردند و در پاسخ وى نوشتند كه:
ما جان و هستى خويش را بر طبق اخلاص نهاده و با خدا به معامله برخاستيم، به او توكّل نموده و به سوى او روانيم، از گناه بزرگ خويش توبه كرده و به خشنودى او خشنوديم و ضمن سپاس از خيرخواهى شما به راه خويش خواهيم رفت.
و آن گاه از آنجا به سوى مرز عراق و شام به استقبال سپاه سفّاك اموى به سركردگى «عبيد» شتافتند.
رويارويى دو نيرو
سپاه توّابين راه طولانى را به سرعت پيمود و در منطقه مناسبى به نام «عين الورده» فرود آمد و آن گاه انبوهى از آنان به برپايى استحكامات دفاعى و نظامى پرداختند، و گروهى نيز به شناسايى منطقه و موقعيّت دشمن. و دريافتند كه سپاه دشمن نيز با آنان فاصله چندانى ندارد.
«سليمان» پيش از درگيرى دو لشكر، بپاخاست و پس از آرايش نظامى و سان ديدن از ياران چنين گفت:
ياران راه! دشمن خيره سر و تبهكارى كه شبانه روز در انديشهاش بوديد، اينك در چند قدمى شماست. از شما مىخواهم كه در پيكار با آنان درست و سنجيده پيكار كنيد و سخت پايدارى و شكيبايى ورزيد! و بدانيد كه خدا با شكيبايان است.
مباد كسى جز بر اساس نقشه عمليّاتى و يا براى پيوستن به ستاد فرماندهى، پشت به ميدان پيكار كند! فراموشتان مباد كه گريزپايان را مكشيد! زخمىهاى دشمن را سر مبريد! اسير مسلمان را مكشيد، مگر آنكه به شما يورش آورد،