در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٢٣ - ١ - نفى مذهب سالارى هراسانگيز و خشن
ممكن قدرت ملّى و امكانات عمومى را بدون رضايت مردم به انحصار خويش در آورد و در اين راه بود كه به سركشى در برابر امير مؤمنان و شعلهور ساختن جنگ و ترور و كشتار ناجوانمردانه، حتى فريبكارىهاى رسوا و عهدشكنى آشكار در صلح با امام مجتبى و از سر راه برداشتن او به وسيله سم خيانت دست يازيد.
ب) پس از قبضه قدرت، با گماشتن اراذل و اوباش دست پرورده خويش بر پستها و مسلط ساختن سياهروترين جلادان و دژخيمان خود بر مردم، به ويژه در عراق- كه مركز دوستداران آگاه و عدالتخواه امير مؤمنان بود- به تصفيه خونين و خشونت بارى دست زد و چهرههاى آزاديخواه، عدالت پيشه، اصلاح طلب، دانشمند و ستم ستيزى نظير: حجر بن عدىها، ميثمها، رشيدها، عمروها و ... را با تفتيش عقايد و پروندهسازيهاى رسوا قتل عام كرد و اختناق و سانسورى وحشتناك حاكم ساخت.
پ- آن گاه با يك برنامه گسترده بر آن شد تا با بخشنامهها، مكتب خانهها، منبرها، مسجدها، جمعهها، جماعتها، و استخدام عالمان دنيادار و شيفته جاه و مال، و به كار گرفتن عناصر خمود و تاريك انديش و عقب مانده و قشرى، از سويى با تحريف مفاهيم و معارف دينى و ساختن و پرداختن روايات دروغ، موقعيت شكوهبار امير مؤمنان و فرزندان پرافتخار او را- كه همسنگ و هموزن قرآن و يكى از دو امانت گران پيامبر و آموزگار و مفسر كتاب خدا و الگو و سرمشق راستين امت بودند- در افكار عمومى سخت تخريب ساخته و آنان را مخالف كمال و فضيلت و دين و دانش، و ايمان و پروا، و نماز و عبادت، و در خور لعنت و نفرين، به خورد تودههاى ناآگاه بدهد؛ و از دگر سو با همان ابزارهاى شيطانى نسل و تبار پليد اموى را با چهرهآرايى دروغين و فضيلتتراشى شرمآور و شعر و شعارهاى فريبنده و وسوسهها و دمدمههاى گمراهگرانه و عوامفريبى و غوغا سالارى جايگزين آنان سازد.
و سرانجام هم براى تكميل پروژه خويش بر آن شد تا بر خلاف انديشه دو گروه شيعه و اهل سنت با بدعتى زشت و سهمگين، به هر وسيله ممكن براى فرزند پليدش رهبرى و حكومت را ارثى و خانوادگى و انحصارى سازد.
امير مؤمنان در اشاره به گوشهاى از اين روند فاجعه بار و بحران زا و لزوم تحول