در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ١٤٦ - عزم آهنين
اعلان تصميم پيش از حركت
در اين مورد آوردهاند كه گروهى از مردم در حضور پنجمين امام راستين، حضرت باقر ٧، از حركت سالار شايستگان از مكّه به سوى عراق و تخلّف «محمّد بن حنفيّه» از همراهى او سخن به ميان آوردند كه آن حضرت فرمود: هان اى «ابا حمزه»! حضرت حسين ٧، هنگامى كه بر آن شد تا مكّه را وداع گفته و به سوى عراق حركت كند، نامهاى خواست و در آن نامه جاودانه چنين نوشت:
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، من الحسين بن على الى بنى هاشم، امّا بعد، فانّه من لحق بي استشهد و من تخلّف عنّى لم يبلغ الفتح. و السلام.»
از حسين بن على، به سوى «بنى هاشم». امّا بعد، بهوش كه هر يك از شما در اين راه به من بپيوندد و در اين برنامه اصلاحطلبانه به همراه من باشد، به شرف شهادت مفتخر خواهد گرديد و هر كدام نيز از همراهى و همگامى با من خوددارى ورزد، هرگز به پيروزى و سرفرازى دست نخواهد يافت.
عزم آهنين
كاروان حضرت حسين آماده حركت بود كه «ابو بكر بن عبد الرّحمان»- كه يكى از نوادهگان عبد المطّلب بود- به محضر مبارك آن حضرت شرفياب گرديد و از آن حضرت تقاضا كرد كه از تصميم خويش بازگردد و به سوى عراق حركت نكند.
او در اين راه به پندار خويش بسيار خيرخواهى كرد و به عملكرد ناهنجار مردم آن سامان در حكومت عادلانه و انسانى پدرش، امير مؤمنان اشاره كرد و از بىوفايى آنان در حقّ آن حضرت و برادر گرانمايهاش، حضرت مجتبى سخن گفت و آن رويدادهاى دردناك و تلخ را يادآورى كرد، امّا حسين ٧ ضمن سپاسگزارى از صداقت و خيرخواهى او، فرمود: تو ديدگاه خويش را صادقانه و خيرخواهانه گفتى و بىگمان آنچه را خدا بخواهد و بر آن حكم كند همان خواهد شد.
و آن بنده خدا گفت: و ما اى حسين عزيز! تو را به حساب خدا مىگذاريم و نزد او و در پناه او مىسپاريم! آن گاه «ابو بكر بن عبد الرّحمن» پس از ديدار حسين ٧ بر «حارث بن خالد» وارد