در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٣٤٦ - خطبه شورانگيز و شعور آفرين امام سجاد
من فرزند آن آزاد مرد تشنه كامى هستم كه در ساحل فرات با لب تشنه به شهادت رسيد؛ من فرزند آن كسى هستم كه بدن نازنيناش بر روى ريگهاى تفتيده نينوا رها شده؛ من فرزند آن كسى هستم كه عمامه و عبايش را ربودند ....
پيام رسان هوشمند و پر شهامت قيام عدالتخواهانه و قانونگرايانه عاشورا با شكستن مهر سانسور و دريدن تورهاى اختناق و در هم نورديدن بافتههاى استبداد و به هيچ انگاشتن دژخيمان رسوا، بسان رگبار باران، حقايق را همچنان بر كوير دلها باراند و دروغها، تحريفها، سمپاشىها، و تهمتهاى بيشمار و بىحساب رژيم رسوا و دروغپرداز اموى را- كه نزديك به دو دهه، بنام خدا و در ستار مذهب، استبداد و اختناقى رسوا را بر مردم تيرهبخت تحميل كرده و حقوق و آزادى و امنيت و كرامت آنان را پايمال ساخته و به زشتترين جنايتها دست مىيازيد و هر شرارت و شقاوتى را در حق آزاديخواهان و ظلمناپذيران، با تحريف مفاهيم مذهبى توجيه مىنمود و خود را نماينده خدا در زمين و صاحب اختيار دين و دنيا و هستى بندگان او بخورد ساده دلان مىداد- همه را بر ملا ساخت، و همچنان به معرفى خويش و ترسيم شخصيت شكوهبار خاندان و نسل و تبار خويش ادامه داد تا صداى شيون و فرياد مردم به آسمان برخاست، و رهبر نظام اهريمنى اموى از ترس آگاهى و قيام مردم و از هم پاشيدن شيرازه كارها، به چارهانديشى پرداخت كه چگونه پيام رسان شجاع و روشنگر نهضت اصلاحطلبانه عاشورا را از ادامه سخن باز دارد؟ درست در ادامه بازى با مذهب و باورهاى مورد احترام مردم بود كه رو به اذان گوى خود نمود كه: هان اى اذان گو! ديگر هنگامه اذان و نماز اول وقت است، پس اذان بگو ....
اذان گوى يزيد برخاست و در ميان سخن امام سجّاد اذان را آغاز كرد كه:
«اللَّه اكبر، اللَّه اكبر» آن حضرت، با رو به رو شدن با اين شگرد يزيد و بهره بردارى ابزارى او از مذهب، به احترام نام خدا سكوت كرد و پس از اداى جمله نخست از سوى اذان گو، فرمود:
«لا شىء اكبر من اللَّه.»
هيچ چيزى بزرگتر از خدا نيست.
اذان گو گفت: