در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٣٤٥ - خطبه شورانگيز و شعور آفرين امام سجاد
از همگان پر شهامتتر و قوىدلتر بود، و از همه شجاعان نامدارتر و پرصولتتر و پر صلابتتر؛ در برابر حقستيزان از همه تزلزل ناپذيرتر بود و از همه پايدارتر.
شير غرّندهاى بود كه در گرماگرم پيكار و آن گاه كه چكاچك شمشيرها و نيزهها به هم مىآميخت، تجاوزكاران را بسان آسيا در هم مىنورديد و بسان تند باد و طوفانى كه خار و خاشاك را بپراكند، آنان را از هم پراكنده مىساخت.
شير حجاز بود و شهسوار عراق سردار نامدار مكه، مدينه، خيف، منى، عقبه، بدر، و احد بود و پيشتاز بيعت رضوان و هجرت در راه خدا و در جهت خشنودى او؛ سالار عرب بود و شير ژيان ميدان نبرد؛ وارث مشعر و عرفات بود و پدر گرانمايه دو نواده ارجمند پيامبر، حسن و حسين ....
آرى، اين بزرگمردى كه پرتويى از سيماى نورافشان و سبك و سيره انسان پرور و عادلانهاش ترسيم گرديد، نياى گرانقدر من امير مؤمنان، على، فرزند رشيد ابو طالب است.
آن گاه در ادامه سخنان روشنگر و تاريخسازش در ترسيم پرتوى از شكوه و عظمت مام گرانمايهاش، فاطمه افزود:
«انا بن فاطمة الزّهراء، انا بن سيّدة النّساء، انا بن خديجة الكبرى، انا بن المقتول ظلما، انا بن المجزور الرّأس من القفا، انا بن العطشان حتّى قضى، انا بن طريح كربلا، انا بن مسلوب العمّامة و الرّداء ....»
هان اى مردم! من فرزند دخت فرزانه پيامبر مسلمانان، فاطمه زهرايم؛ من فرزند خديجه، آن بانوى بزرگ و توحيدگرايم؛ من فرزند آن كسى هستم كه از روى ستم و بيداد كشته شد؛ من فرزند آن كسى هستم كه سرش از قفا بريده شد؛