در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٣٤ - ٦ - اصلاحطلبى و اصلاحگرى
و دهليزهاى مرگ و حذف و كشتار بىحساب و قانون به دست جلادان شناخته شده و ناشناخته حكومت ...
اينها بخشى از آفتهاى ويرانگر و مرگبارى بود كه به تدريج دامنگير حكومت و جامعه گرديد و خرمن هستى و گلستان جامعه را مورد تاخت و تاز قرار داد و زنگهاى خطر را به صدا در آورد و ضرورت اصلاحات را به آگاهان و اصلاحگران و خيرخواهان خاطرنشان ساخت.
امير مؤمنان در اشاره به اين تباهىها و آفتها و ضرورت اصلاحات اساسى و ساختارى بود كه به دعوت مردم پاسخ داد و فرمود:
«... اما و الذى فلق الحبة، و برأ النسمة، لولا حضور الحاضر، و قيام الحجة بوجود الناصر، و ما اخذ اللَّه على العلماء ان لا يقارّوا على كظّة ظالم و لا سغب مظلوم لألقيت حبلها على غاربها ....»
[١] به خدايى كه دانه را شكافت و جان را آفريد سوگند كه اگر دعوت و حضور اين انبوه بيعتكنندگان نبود، و اگر آمادگى ياران، حجت را بر من تمام نمىنمود، و اگر خدا از دانشمندان و اصلاحگران و روشنفكران پيمان نگرفته بود تا ستمكاران شكمباره را برنتابند و به يارى و نجات ستمديدگان و گرسنگان بشتابند، بىگمان همچنان رشته كار را وامىنهادم و پايانش را بسان آغازش مىانگاشتم.
و نيز در برابر فساد سياسى و لزوم اصلاحات بود كه فرمود:
«و اللَّه لا استعمل معاوية ابدا ... و ما كنت متخذ المضلين عضدا.»
نه، به خداى سوگند هرگز در تدبير امور جامعه، معاويه را بر پستى كه به ناروا به او سپردهاند نخواهم گماشت، و من در سبك و سيستم خويش چنين نيستم كه گمراهگران و ظالمان و تاريكانديشان را به همكارى و همراهى برگزينم.
اين آفتها و تباهىها در اركان حكومت و جامعه پس از استقرار اركان مخوف مذهب سالارى دروغين اموى وسعت و گسترش تأسفبارى يافت و زنگهاى خطر را به صدا درآورد و ضرورت تحول و اصلاحات عميق و ساختارى را فورىتر ساخت و نهضت اصلاحطلبانه عاشورا را حياتىتر و سرنوشتسازتر نمود.
[١]- نهج البلاغه، خ ٣.