در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٨٨ - از روند تاريخ و آينده جامعه
ماهيان دريا- بر تو مىگريند.
«و لكن لا يوم كيومك، يزدلف اليك ثلاثون الف رجل، يدعون أنّهم من امّة جدّنا، فيجتمعون على قتلك، و سفك دمك، و انتهاك حرمك، و سبى ذراريك و نسائك و انتهاك ثقلك، فعندها تحل ببنى اميّة اللعنة و تمطر السماء دما، و يبكى عليك كل شىء حتى الوحوش في الفلوات و الحيتان في البحار.»
[١] و پس از اين پيشگويىهاى پيامبر گرامى، دخت فرزانهاش، فاطمه، امير مؤمنان، حضرت مجتبى و خود سالار شايستگان، حسين ٧ بود كه ديگر مردم توحيدگرا و آگاه و با ايمان، آن حضرت را با چنين ويژگىها و سرنوشت عجيب و پرافتخارى كه وصف شد، مىشناختند و هماره ياد مقدّس و نام بلند و جاودانه و خاطره الهام بخش و قهرمانانه او را زنده و پر نشاط نگاه مىداشتند و ضمن گرامى داشت آن حضرت، هماره نگران آينده امت و روند تاريخ و سير جامعه اسلامى پس از رحلت پيامبر و تحقّق آن رويداد غمبار و تكاندهنده بودند.
و بدينسان ذكر مصيبت حسين ٧ پيش از ولادت و به هنگام ولادت آن حضرت به وسيله فرشته وحى بر پيامبر گرامى فرود آمد و از پى آن به وسيله آن حضرت بر خاندان رسالت خوانده شد و از پى آنان هم به وسيله مردم با ايمان و توحيدگرا و آگاه همچنان اين سوگوارى و گرامى داشت شهادت جانسوز حسين ٧ و روز فداكاريش ادامه دارد.
[١]- بحار، ج ٤٥، ص ٢١٨؛ مدينة المعاجز، ص ٢٢٨.