در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٣٦٦ - امام باقر و سوگوارى حسين
در برابر تهاجم و تجاوز دشمن، شجاعانه ايستادند و حقّ شمشير ستم سوز خود را ادا كردند.
بىگمان شهادت شهيد گرانقدر نينوا از فرزندان هاشم، گردنها و سرهاى بسيارى از قريش را فرود آورد و گرد و غبار ذلت بر چهره آنان نشست.
هنگامى كه سروده غم انگيز او به اينجا رسيد، دخت ارجمند و دانشور حسين ٧ فرمود: هان اى «ابا رمح»! تو در سوگ پيشواى آزادى اين گونه شعر مىسرايى؟
پرسيد: پس چگونه بسرايم سرورم؟ فرمود: بگو «اذلّ رقاب المسلمين فذلّت.» و بىگمان شهادت شهيد نينوا، از دودمان هاشم است كه كشته شدن او نسلهاى مسلمان را به ذلت كشيد و آنان در برابر اين فاجعه بزرگ ذلت زده شدند؛ چرا كه هدفهاى اصلاحطلبانه، عدالتخواهانه و بشر دوستانه پيشواى آزادى، نه از آن يك خاندان، يك نسل و يك جامعه كه جهانى و جاودانه بود و براى نجات و آزادى عصرها و نسلها.
او گفت: به ديده منّت، از اين پس در مورد حضرت حسين جز به گونهاى كه روشنگرى كرديد، سرودهاى نخواهم سرود.
امام باقر و سوگوارى حسين ٧
گروهى از دوستداران خاندان پيامبر آوردهاند كه: ما در حضور حضرت باقر بوديم و در آنجا از شهادت جانسوز پيشواى آزادى در كربلا ياد كرديم و بر آن سوگ غمبار سخت متأثر شديم.
آن بزرگوار ضمن اشاره به عظمت فاجعه و شخصيّت والاى حسين ٧ و هدفهاى بلند و بشر دوستانه آن حضرت و فداكارى خاندان و ياران فداكارش، فرمود: در آن رويداد غمبار، تنها هفده انسان آزادمنش و عدالتخواه سر بر بستر شهادت نهادند كه از فرزندان فاطمه، مادر امير مؤمنان بودند.
و شاعر اهل بيت در اشاره به همين واقعيت است كه مىگويد:
|
و اندبى تسعة لصلب علىّ |
قد اصيبوا و ستة لعقيل ... |
|
بر آن نه شهيد به خون خفته از فرزندان على، و آن شش مبارز و فداكار از فرزندان