در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ١٩٤ - نمونههايى درس آموز از شور و شعور
«لم نفعل ذلك لنبقى بعدك، لا أرانا اللَّه ذلك ابدا.» ما هرگز چنين كارى نخواهيم كرد، مباد آن روزى كه ما بخواهيم با تنها گذاردن شما، پس از شما در اين سراى فانى بمانيم و با ستمكاران و ظالمان زندگى كنيم.
خداوند هرگز چنين روزى را به ما نشان ندهد.
جالب است كه در اين راه عشق و ايثار برادر قهرمانش «عباس» پيشتاز و پيشگام بود و او پيش از همه عزيزان دلير و سرفراز خاندانش، وفادارى عاشقانه و خالصانه و آگاهانه خويش را- به گونهاى كه گذشت- اعلان كرد و سخت مورد تاكيد قرار داد و از پى او همگى بر پايمردى و پايدارى خويش پاى فشردند و از او پيروى كردند.
[٢- آن گاه هر كدام از برادران فداكار و افراد خاندانش ضمن پاسخهاى لبريز از صفا و وفا گفتند:
اى فرزند گرانمايه پيامبر! اگر چنين كنيم، مردم به ما چه خواهند گفت؟ و اگر بپرسند چرا و چگونه سالار و پيشواى خويش را تنها نهاديد و از يارى او دست برداشتيد، ما به مردم چه پاسخى بدهيم؟
آيا بگوييم ما پيشوا و بزرگ خاندان و سالار شايستگان و پسر پيامبر خويش را در محاصره دشمن رها كرديم، بىآنكه با او بمانيم و به همراه او تيرى به سوى تجاوزكاران بيندازيم و يا با نيزههاى خويش زخمى بر دشمن خيره سر وارد سازيم و يا در راه خدا شمشيرى بزنيم؟
نه، هرگز؛ به خداى سوگند اى پسر گرانمايه پيامبر، هرگز از تو جدا نخواهيم شد، بلكه با شما خواهيم ماند و جان ناقابل خويش را فداى تو و راه و رسم خداپسندانه و برنامه اصلاحطلبانه و آزاديخواهانهات خواهيم ساخت و در كنار تو جهاد خواهيم كرد تا به فرمان تو و پيشاروى تو به خون خويش در راه خدا درغلطيم و راه پرافتخارى را كه تو پيشوا و سالار و پيشتاز آنى بپيماييم و به قربانگاهى كه تو وارد مىگردى، وارد شويم ...
حسين جان! به خدا تو را رها نخواهيم ساخت ...
زشت باد زندگى پس از تو ... زشت. خدا زندگى پس از تو را زشت ساخته است.
«... لا و اللَّه يا بن رسول اللَّه لا نفارقك ابدا ... فقبّح اللَّه العيش بعدك.»] ٣- پيشواى پر شكوه آزادى رو به فرزندان و برادران مسلم كرد و فرمود:
«حسبكم من القتل بصاحبكم مسلم، اذهبوا فقد أذنت لكم»