در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٦٢ - هان اى خردمندان!
افتخارى جاودانه و درس و دانشگاهى ماندگار از ارزشها و قداستها و ايثار و اخلاصها آفريدند، و براى هميشه پرچم عدالت و آزادى و جوانمردى و حقطلبى و پيكار با ستم و استبداد و خشونت و تاريك انديشى و دجّالگرى و تبهكارى و ابزار سلطه و فريب ساختن دين و دفتر را برافراشته داشتند.
آنان براستى در پيكار حقطلبانه خود، اين گونه بودند كه در اين سرودهام به وصف كشيده شدهاند:
|
لهم جسوم بحر الشّمس ذائبة |
و أنفس جاورت جنّات باريها |
|
|
كان مفسدها بالقتل مصلحها |
أو أنّ هادمها بالسيف بانيها |
|
آنان داراى پيكرهايى هستند كه با باران حرارت و خشم خورشيد گداخته و آبديده شدهاند، و جانهاى پاكى دارند كه در جوار رحمت حق و بهشت پرطراوت و زيباى آفريدگارند! آن بيداد پيشهاى كه آنان را با جنگ و كشتار از ميان برمىدارد و به ظاهر زندگىشان را تباه مىكند، تو گويى اصلاحگر آنان است. و آن كسى كه با شمشير تجاوز بر آنان تاخته و نابودشان ساخته، گويى براستى حيات و زندگى نوين و دگربارهاى به آنان هديه كرده است.
هان اى خردمندان!
اينك شما اى آگاهان و دانايان روزگار! و اى خردمندان و متفكّران قرون و اعصار! و اى صاحبان انديشه و شناخت! بپا خيزيد و بر آنان رايت غم و پرچم سوگ و اندوه بر پا سازيد! بپا خيزيد! و بر بزرگ مردان ايمان و برافرازندگان پرچم شرف و آزادگى ناله سردهيد! بپا خيزيد! و در راه دوستى و مهر به فرزندان ارجمند زهراى بتول و بزرگداشت خاندان وحى و رسالت، به پيامبر بزرگ خدا اقتدا كنيد، چرا كه خدا در بزرگداشت آنان برترين پاداشها و نيكوترين فرجامها را بر آنان وعده فرموده است.