در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٢١٢ - آيا كسى نيست كه از حقوق ما دفاع كند؟
به سعادت جاودانه و نيكبختى و بهشت خدا مفتخر گرديد، چرا گريه؟
«فقالا: جعلنا اللَّه فداك و اللَّه ما على انفسنا نبكى و لكن نبكى عليك نراك قد أحيط بك و لا نقدر أن ننفعك.» پاسخ دادند: خداى ما را فداى شما سازد! ما براى خودمان نمىگرييم بلكه بر تنهايى و مظلوميّت تو مىگرييم؛ بر اين گريه مىكنيم كه شما را در محاصره دشمن تبهكار مىنگريم، امّا قدرت و امكاناتى نداريم كه بتوانيم با گام بلند و مفيدى در راه شما، اين محاصره طغيانگرانه و ظالمانه استبداد اموى را درهمشكنيم و شما را يارى كنيم.
«فقال الحسين ٧: جزا كما اللَّه يا بنى اخى بوجدكما و مواساتكما ايّاى بانفسكما افضل جزاء المتّقين ....» حسين ٧ فرمود: خداوند به خاطر مهر و هميارى و فداكاريتان بهترين و برترين پاداش پرواپيشگان را به شما ارزانى دارد.] آن گاه هر دو پيش آمدند و ضمن درود و سلام و وداع با حسين ٧ و كسب اجازه از آن گرانمايه عصرها و نسلها روانه ميدان دفاع و جهاد شدند. به هنگام حركت به سوى ميدان يكى از آنان چنين مىخواند!
|
قد علمت حقّا بنو غفار |
و خندق بعد بنى نزار ... |
|
نسل و تبار «غفّار» و پس از آنها دو قبيله «خندف» و «بنى نزار» آگاه هستند كه ما در راه آرمانهاى والاى فرزند گرانمايه پيامبر دلاورانه كارزار خواهيم كرد و با شمشيرهاى آخته و نيزههاى برنده خويش اين گروه زشتكردار و خشونت كيش را درهم خواهيم كوبيد.
و آن گاه خود را به صفهاى دشمن زدند و تا پاى جان پيكار كردند و پس از فداكاريهاى بسيار و دلاورىهاى تحسين برانگيز، سرانجام به شرف شهادت نايل آمدند. درود و مهر خدا بر آن دو باد.
و بدينسان پيكار تا بر آمدن روز ادامه يافت.
آيا كسى نيست كه از حقوق ما دفاع كند؟
[خورشيد خونرنگ عاشورا بالا آمده و به نيمه راه خويش به سوى مغرب نزديك مىشد، امّا گردونه جنگ همچنان در گردش بود و دو نيروى آزادى و