در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٣٥ - ٦ - اصلاحطلبى و اصلاحگرى
به همين جهت است كه پيشواى نهضت اصلاحطلبانه عاشورا به صراحت مىفرمايد:
«اللّهمّ انّك تعلم انّه لم يكن الّذى كان منّا تنافسا في سلطان و لا التماسا من فضول الحطام و لكن لنردّ المعالم من دينك و نظهر الاصلاح في بلادك ....»
بار خدايا، تو خود مىدانى كه آنچه از سوى ما اظهار و انجام مىشود، نه براى رقابت در قبضه قدرت و به دست آوردن پست و مقام است و نه به انگيزه دستيابى به ثروت و دارايى اين دنيا؛ بلكه هدف اين است كه نشانههاى دين راستين و نجات بخش تو را به جايگاه خود بازگردانيم و شهر و ديار بندگانت را از تباهى و بيداد و فريب اصلاح كنيم تا بندگان ستمديدهات به نعمت امنيت و آسايش برسند و به آزادى و حقوق اساسى و انسانى خويش نايل آيند.
و نيز در سفارشنامهاش مىنويسد:
«و انّى لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انّما خرجت لطلب الاصلاح في امّة جدّى ....»
من نه به انگيزه خودخواهى و راحتطلبى قيام كردهام و نه خوشگذرانى و نه براى تباهى و بيداد، بلكه در اين انديشهام كه امور جامعه و امت نياى گرانقدرم را اصلاح كنم و آفتهاى سعادت سوز را از خرمن هستى آنان بزدايم ....
سفير روشنفكر و دينشناس آن حضرت با مردم كوفه بر اساس اين محورها براى حسين ٧ بيعت مىگرفت:
١- بر اساس عمل به مقررات خدا و سبك و سيره پيامبر، ٢- پيكار با ستم و ستمكاران، ٣- دفاع از محرومان و ستمديدهگان، ٤- تأمين حقوق و آزادى و امنيت پايمالشده مردم، ٥- يارى رسانى به خاندان پيامبر در راه اصلاح جامعه، ٦- زندگى مسالمت آميز و همزيستى با كسانى كه در انديشه آن باشند؛ آيا اينها چيزى جز حركت اصلاحطلبانه است؟ درست همان گونه كه از نامهها و شعارها و سخنان آن حضرت اين حقيقت دريافت مىگردد؟