در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٣٧ - ٧ - عدالت خواهى
«... فانّى لا أرى الموت الّا سعادة و لا الحياة مع الظّالمين الّا برما ...»
و من در اين شرايط زشت و ظالمانه، مرگ را جز سعادت و نيك بختى و زندگى با ظالمان را جز ذلت و نابودى نمىنگرم.
٣- و در برابر سپاه ستم و خودكامگى در بيانى روشنگر و تكاندهنده فرمود:
«... فاصبحتم البا لأعدائكم على اوليائكم بغير عدل افشوه فيكم ....»
[١] شما هم اينك به سود دشمنان خود كمر به پيكار با دوستان خويش بستهايد، آن هم بىآنكه آنان در اين مدت طولانى، عدل و دادى را در جامعه شما تحقق بخشيده، يا به آرزوى خويش در دوران حكومت استبدادى و انحصارى آنان دست يافته باشيد و يا حقوق و امنيت و رفاه و آسايش شما را تضمين كرده باشند.
٤- سفير انديشمند حسين ٧ در برابر عبيد، در ترسيم اين هدف بشر دوستانه و عدالتخواهانه آن حضرت فرمود:
«... جئنا لنأمر بالعدل و ندعوا الى حكم الكتاب و السّنّة ....» و ما در بحران استبداد و سرماى استخوان سوز بيداد و خشونت اموى به اين شهر و ديار آمدهايم تا بر اساس عدالت و آزادى امور جامعه را تدبير كنيم و مردم را به مقررات بشر دوستانه خدا و سبك و سيره پر جاذبه پيامبرش فراخوانيم.
٥- و بزرگ بانوى عدالت خواه و ستم ستيز و انديشاننده تاريخ، در بارگاه استبداد اموى در اشاره به اين هدف والاى فرهنگ عاشورا و عاشوراييان خروشيد كه:
«... أمن العدل يا ابن الطّلقاء! تخديرك حرائرك و امائك، و سوقك بنات رسول اللَّه سبايا، قد هتكت ستورهنّ، و أبديت وجوههنّ، تحدو بهنّ الاعداء من بلد الى بلد.»[٢] هان اى زاده رهاشدگان و پسر آنانى كه نياى گرانقدرم از سر مهر و كرامت از گناه و بيدادشان گذشت و آنان را در فتح مكّه بخشيد و از اسارت و كيفر رهايشان ساخت! اى يزيد! آيا اين از عدالت و دادگرى نظام پليد و آزادىكش اموى است كه تو
[١]- لهوف، ص ٥٧.
[٢]- فرازى از خطبه شجاعانه و روشنگرانه زينب، خواهر انديشمند و آزادمنش امام حسين است؛ كه در بخش نهم خواهد آمد.