در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٣٨٨ - هان اى هموطنان!
حسرت بود و اندوه كه بسان ستونى از آتش و دود از ژرفاى جانها زبانه مىكشيد و در فضاى نينوا مىپيچيد.
فريادها به آسمان نيلگون مىرسيد كه:
پروردگارا! باران مهر و رحمت خود را بر حسين شهيد، فرزند شهيد، پيشواى هدايت و فرزند پيشواى هدايت، صدّيق امّت و فرزند صدّيق امّت، هماره نثار ساز! بار خدايا! خودت گواه باش كه ما بر راه و رسم آنان و پيكارگر بر ضدّ دشمنان ددمنش آنان و دوستدار دوستان آنانيم! خداوندا! ما فرزند گرانمايه دخت سرفراز پيامبر خويش را در برابر استبداد سياهكار و خشونت پيشه اموى، تنها نهاديم و نداى پر اخلاص اسلامخواهانه و عدالتخواهانه و نجات بخش او را بىپاسخ گذاشتيم، اينك تو را به مهر و لطف بىكرانت سوگند مىدهيم كه گذشته گناه آلود و حسرت بار ما را ببخشاى و توبه ما را پذيرا باش! و باران مهرت را بر حسين ٧ و ياران فداكارش كه شهيدان راستين و صدّيقان درست كردارند، هماره بباران! پروردگارا! ما تو را به گواهى مىگيريم كه بر دين و آيين آنانيم، بر انديشه توحيدى و عقيده پاكى هستيم كه آنان بر آن فداكارى كردند و سر بر بستر شهادت نهادند! و يقين داريم كه اگر تو ما را نيامرزى و بر ما رحمت نفرستى، از زيانكاران تاريخ خواهيم بود! و آن گاه پس از ٢٤ ساعت طواف بر گرد قبر منوّر و الهامبخش حسين ٧، آن سمبل رادى و آزادى و اصلاحطلبى، از روح بزرگ او نيز پوزش خواستند و با دلى پر درد حسرت و آكنده از خشم بر دشمنان او، قبر منوّرش را به رسم وداع بوسه باران ساختند.
هان اى هموطنان!
هنوز از شهادتگاه دوست جدا نشده بودند كه پيك استاندار دگرباره از راه رسيد و نامهاى آورد كه اين گونه بود:
هان اى هموطنان! از دوستان مبريد و گوش به وسوسه دشمنان مسپاريد! شما همه از شايستگان شهر خويش مىباشيد؛ از اين رو اگر دشمن كينهتوز بر شما چيره گردد و بر شما بزرگان وطن ما دست يابد، آن گاه است كه به طمع مىافتد و دندان تجاوز را تيزتر