در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٣٦ - ٧ - عدالت خواهى
٧- عدالت خواهى
انتقاد از فقدان عدالت و دادگرى، سوگوارى و اندوه بر مرگ قسط و انصاف در رژيم اموى، فرياد از ستم و ستمكارى بىحد و مرز، طنين افكن ساختن فرياد دادخواهى و دادرسى از آفت هستى سوز بيداد، و آن گاه تأكيد و اصرار بر ضرورت و لزوم اين اصل زندگى ساز و اين راز و رمز بقا و حيات و صعود و شكوفايى و پيشرفت جامعهها و تمدنها از ديگر هدفهاى والاى نهضت عدالتخواهانه عاشوراست.
اين اصل افتخارانگيز و اين حقيقت الهام بخش هم از منطق و عملكرد پيشواى آزادى به وفور دريافت مىگردد و هم از شعار و عمل و گفتار و كردار مردان نامدار و زنان انديشمند و پرشهامتى كه در آن شبستان سرد و خاموش، و آن روزگار يخبندان ارزشها و والايىها، راه يارى و همراهى حسين ٧ در راه اصلاح جامعه را برگزيدند؛ براى نمونه:
١- آن حضرت در نامه تفكر انگيزش به مردم كوفه، در اشارهاى روشنگر و انديشاننده به شرايط و وظايف رهبرى در جامعه از جمله نوشت:
«فلعمرى ما الامام الّا العامل بالكتاب، و الآخذ بالقسط، و الدّائن بالحقّ، و الحابس نفسه على ذات اللَّه.»
[١] به جان حسين سوگند كه تنها كسى در نگرش اسلامى، امام و پيشواى راستين جامعه است كه به مقررات قرآن عمل نموده و در چارچوب قانون رفتار نمايد، و در راه عدالت و دادگرى گام سپارد و در خدمت به حق و در انديشه آن باشد و جان و تن را براى كسب خشنودى خدا و رضايت بندگان او وقف سازد.
٢- و در سخنى سازنده و تاريخى با ياران همراه، ضمن انتقاد و شكوه از دگرگونى نامطلوب و ناپسند روزگار و زشتى زمانه و گسترش ضد ارزشها و ميداندارى ستم و بيداد فرمود:
[١]- كامل ابن اثير، ج ٣، ص ٢٦٥.