در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ١٩٥ - نمونههايى درس آموز از شور و شعور
شهادت جانسوز مسلم در كوفه براى شما بس است و اين افتخار براى خاندانتان كافى است؛ اينك من به شما اجازه مىدهم كه راه خويش را برگيريد و برويد.
آنان همگى بپاخاستند و در پاسخ حسين ٧ گفتند:
«لا و اللَّه لا نفارقك أبدا حتى نقيك بأسيافنا و نقتل بين يديك ...» نه، هرگز، به خداى سوگند اى سالار شايستگان، هرگز از تو جدا نخواهيم شد و تو را در اين شرايط تنها نخواهيم گذاشت، بلكه در كنار شما خواهيم ماند و جان را در طبق اخلاص خواهيم نهاد و با شمشيرهاى آخته و ستم ستيز خويش از جان گرامى تو دفاع خواهيم كرد و جان ناقابل خويش را در برابر ديدگان تو و پيشاپيش تو فدا خواهيم ساخت و در صف ياران تو كارزار خواهيم نمود، تا به فرمان تو و در راه خدا به خون خويش در غلطيم و راه پر افتخارى را كه تو پيشواى آن هستى بپيماييم و به قربانگاهى كه تو وارد مىگردى، وارد شويم و در ديار تو سر بر بستر شهادت نهيم و نداگر آرمانهاى والا و فريادگر هدفهاى بلند و انسانى و سرباز برنامههاى اصلاحى تو باشيم. حسين جان! نه، به خدا تو را رها نخواهيم ساخت ....
و اين گونه بود كه گزينش آگاهانه و شجاعانه آنان و اين سخنان جانبخش و ماندگارشان در اعلان وفادارى و پايمردى و پايدارى در راه حق و عدالت، انوار روشنگر رسالت و هدايت را بر كران تا كران وجود آنان پرتو افكن ساخت و جانهاى سرفراز و ستم ستيز و ذلت ناپذيرشان، آنان را به پيكار با سپاه خشونت و گمراهى و بيداد برانگيخت و غيرت و غيرتمندى هاشمى و شيوه پسنديده بزرگان عرب و نياكان شايسته كردارشان آنان را به وانهادن و فدا ساختن جسم و دريافتن روح و جان و راه و رسم آزاد مردان راه نمود.
آرى، آنان همان گونه كه پارهاى از انديشمندان و صاحبان بينش آنان را وصف كردهاند، به راستى فرماندهان لايق و سرفراز لشكرها و سخنوران دانشمند و نكته سنج منبرها بودند.
|
نفوس أبت إلا تراث ابيهم |
فهم بين موتور لذاك و واتر |
|
|
لقد الفت ارواحهم حومة الوغا |
كما آنست اقدامهم بالمنابر |
|
٤- از پى آنان، پير فرزانه و دانشمند، «مسلم بن عوسجه»، بپاخاست و ضمن سخنانى شورانگيز گفت: اى پسر پيامبر! آيا شما را در اين شرايط در حلقه محاصره