در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٢٧٨ - امير مؤمنان و شهادت فرزندش حسين
نخستين سر بر فراز نى
«ابو عمرو زاهد» در مورد آن گروه سياهرويى كه بر پيكر حسين ٧ اسب تاختند، مىگويد: ما در مورد آن گروه ده نفرى تحقيق كرديم و ريشه و تبار آنان را بررسى كرديم و به اين حقيقت دردناك رسيديم كه همه آنان فرزندان نامشروع و ناروا بودند، و به كيفر اين شقاوتشان «مختار» در قيام خونخواهانه خويش آنان را باز داشت نمود و زير تازيانه كيفر نابودشان ساخت.
و «بلاذرى» آورده است كه: سپاه اموى پيكر حسين ٧ را پايمال ساخت و سر مقدس او نيز نخستين سرى بود كه بر فراز نى كشيده شد.
امير مؤمنان و شهادت فرزندش حسين ٧
در اين مورد «ميمون بن شيبان»- كه از علاقمندان «عثمان» بود- آورده است كه:
در سفرى، ما به همراه على ٧ بوديم كه به سرزمين كربلا رسيديم. هنگامى كه به آنجا رسيديم، آن حضرت بر تل خاكى نشست و فرمود:
«يقتل في هذا الموضع شهداء الا شهداء.»
در اين سرزمين برترين شهيدان سر بر بستر شهادت مىگذارند.
در همان نقطهاى كه آن حضرت با بيان اين جمله از آينده خبر داد، استخوان حيوانى افتاده بود؛ من به غلام خويش گفتم: اين استخوان را برگير و در آنجايى كه امير مؤمنان نشسته است، پس از برخاستن او به عنوان نشانه نصب كن.
او چنين كرد و ما از آنجا گذشتيم و رفتيم، روزگارى از آن جريان گذشته بود كه سالار شايستگان در پهن دشت نينوا به شهادت رسيد و من به همراه غلام خويش به آنجا رفتم و با شگفتى بسيار ديدم آرى پيكر مقدس حسين ٧ در همان نقطهاى كه آن روز امير مؤمنان پيشگويى فرمود و ما علامت گذاشتيم بر خاك افتاده و پيكرهاى به خون خفته يارانش بر گرد آن حضرت بر روى خاك شهادتگاه پراكندهاند.
«ابو عباس حميرى» آورده است كه: مردى از «عبد القيس» كه برادرش در اردوگاه حسين ٧ بود و به افتخار شهادت نايل آمد، چنين مىگفت:
|
يا فرو قومى فاندبى خير البرية في القبور |
و ابكى الشهيد بعبرة من فيض دمع ذى درور |
|