در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٢٤٣ - ٢٣ - فرزند افتخار آفرين مسلم
قلبهاى استوارشان فراتر و پيشتر از زره بود و عزمشان آن بود كه جان را رها سازند و عروس شهادت را در آغوش كشند.
و اينك دلير مردان خاندان پيامبر
پس از رشادت و جانبازى تماشايى و تحسين برانگيز ياران حسين ٧ نوبت به نزديكان و خاندانش رسيد و آن گاه بود كه آنان در اين راه مسابقه گذاشتند و هر كدام در رفتن به ميدان جهاد و دفاع و نثار سر و جان در راه خدا بر يك ديگر پيشى جستند و نمايشگاه پر شكوه و زيبايى از ادب و فداكارى و ايمان و اخلاص و عشق به حق و پيشواى راستين آن حسين ٧ در آن پهن دشت خونرنگ و آن روز ماندنى و جاودانه پديد آوردند.
٢٣- فرزند افتخار آفرين مسلم
نخست «عبد اللَّه»، فرزند رشيد و افتخار آفرين «مسلم»- پس از وداع با سالارش حسين ٧ و خاندان گرانمايه پيامبر- گام به ميدان نهاد و به جهاد و فداكارى پرداخت.
[او از پدرى چون «مسلم» و مادرى چون «رقيه»، دخت ارجمند و روشنفكر و پرواپيشه امير مؤمنان ولادت يافته و در اين دامانهاى پاك و آراسته و در كنار اين آموزگاران شايسته پرورده شده بود.
او با اين سروده و رجز گام به ميدان نبرد نهاد:
|
اليوم القى مسلما و هو ابى |
و فتية بادوا على دين النّبى |
|
امروز پدر گرانقدرم، مسلم، را ديدار خواهم كرد و نيز جوانان و جوانمردانى را كه رهرو راه پيامبر عدالت و آزادى بودند و در دفاع از راه و رسم او به شهادت رسيدند.[١]] يكى از نيروهاى دشمن به نام «عمرو بن صبيح» آن نوجوان هوشمند و فداكار را هدف تير خود ساخت و ديگرى با نيزهاى كه بر قلب پاكش فرو برد، او را به
[١]- مقتل الحسين، امين، ص ١٥٢.