در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ١٥١ - بر سر راه سالار شايستگان
نامه شوم يزيد به «عبيد»
درست در اين شرايط بود كه «يزيد» نامهاى به «عبيد اللَّه» نوشت و در آن هشدار داد كه: به من گزارش شده است كه حسين به سوى كوفه روان است؛ چنين به نظر مىرسد كه از ميان روزگاران، روزگار تو و از ميان شهرها، قلمرو امارت تو، و از ميان استانداران و كارگزاران ما، تو مورد آزمون و هدف قرار گرفتهاى؛ در اين جريان و در برابر اين رويداد است كه يا بايد جدّى باشى و خود را از خطر نجات دهى و يا بايد به اسارت تن دهى و قدرت و فرمانروايى را از دست بدهى.
«قد بلغنى انّ حسينا قد صار الى الكوفة ....»
بر سر راه سالار شايستگان
در اين مورد، «شعبى» آورده است كه: «عبد اللَّه بن عمر» آب و بوستانى در حجاز داشت و براى استراحت در آنجا به سر مىبرد كه گزارش حركت سالار خوبان، امام حسين ٧ را به سوى عراق دريافت داشت و با دريافت اين خبر به سوى آن حضرت به راه افتاد.
پس از تشرّف به حضور آن بزرگوار او را به اطاعت و فرمانبردارى از رژيم اموى و بيعت با رهبر سياهكار و خودكامه آن رژيم سفارش كرد و وى را از طرح برنامه اصلاحى و خيرخواهانه دينى و اجتماعى و سياسى مورد نظر خويش براى نجات