در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ١٢٦ - نفوذ جاسوسى پليد به اقامتگاه«مسلم»
«هانى» با شنيدن سخن جناب «مسلم»، دريافت كه آن زن همسرش بوده و به انگيزه دور ساختن خطر استبداد اموى از خانه و خاندانش چنين كرده است؛ غافل از اين كه با اين كارش همه را به كام خطر افكنده است. از اين رو «هانى» گفت: اى واى بر او! كه با اين كارش، هم مرا به كام مرگ كشيد و هم خودش را. و اينك از آنچه مىگريختم در ميانش افتادم.
نفوذ جاسوسى پليد به اقامتگاه «مسلم»
هنگامى كه «عبيد» از يافتن اقامتگاه سفير حسين ٧ ناتوان گرديد و هشدار و تهديد او كارساز نيفتاد، برده خمود و جاسوس پيشه خود، «معقل»، را فراخواند و- به گونهاى كه در برخى از منابع آمده است- مبلغ چهار هزار درهم به او داد و به او خاطر نشان كرد كه به كار خبرچينى و جاسوسى به سود استبداد اموى همّت گمارد و در اين راه، نخست بكوشد تا با كسانى كه به گونهاى با جناب «مسلم» در ارتباط هستند و مردم را به سوى او و بيعت با حسين ٧ فرا مىخوانند، آشنا گردد و آن گاه با ظرافت و دقّت و دجّالگرى و شيطنت، خود را از دوستداران خاندان پيامبر و از مردم «حمص»- كه يكى از شهرهاى سوريه است- جا زند و پافشارى كند كه در انديشه يارى رسانى به حق و عدالت و بيعت با سفير ارجمند حسين ٧ است و سرانجام به هر صورت ممكن، خود را به «مسلم بن عوسجه» برساند و با ظاهرسازى و عوام بازى و عبادت و نماز و نيايش رياكارانه، خود را مورد توجّه او