در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٣٢٢ - سر نورافشان حسين
پديدار شد و بر سينه ديوار آن دير چنين نوشت:
|
أ ترجو امّة قتلت حسينا |
شفاعة جدّه يوم الحساب |
|
آيا آن رژيم و آن گروه زشت كردار و خودكامهاى كه حسين ٧ را كشتهاند، اميد شفاعت نياى گرانقدرش را در روز رستاخيز و روز حسابرسى دارند؟! همگى با ديدن اين منظره عجيب، سخت بر خود لرزيديم! يكى از همراهان بر آن شد تا آن دست را بگيرد كه ناپديد گرديد! بار ديگر به خوردن غذا پرداختيم كه در برابر ديدگان همه، همان دست پديدار گرديد و اين شعر را بر سينه ديوار نوشت:
|
فلا و اللَّه ليس لهم شفيع |
و هم يوم القيامة في العذاب |
|
نه، به خداى سوگند كه براى چنين مردم تاريك انديش و شقاوت پيشهاى شفاعتگرى نخواهد بود؛ و آنان در روز رستاخيز در عذاب سهمگين خدا گرفتار خواهند بود.
باز هم يكى از همسفران برخاست تا آن دست را بگيرد كه ناپديد گرديد! هنوز به خوردن غذا ادامه مىداديم كه بار سوّم همان دست غيبى پديدار شد و چنين نوشت:
|
و قد قتلوا الحسين بحكم جور |
و خالف حكمهم حكم الكتاب |
|
آن تبهكاران روزگار، حسين ٧ را به فرمان ستم و ستمكاران كشتند و فرمان و كارشان مخالف فرمان قرآن و آورنده قرآن بود.[١] و نيز از بزرگان قبيله «بنى سليم» آوردهاند كه: آنان براى پيكارى با روميان به سرزمين آنان تاختند و در آن جنگ به عبادتگاهى وارد شدند و ديدند كه بر سينه ديوار آن، همين شعر نگاشته شده است! أ ترجو امّة قتلت حسينا ...
آيا جامعه و مردمى كه حسين را كشتهاند، باز هم اميد شفاعت نياى گرانقدر او را دارند؟ نه، به خداى سوگند براى آنان شفاعتگرى نخواهد بود؛ و آنان در روز رستاخيز در عذاب خواهند بود! جهادگران با خواندن اين شعر غرق در حيرت شدند و از راهبان دير پرسيدند كه
[١]- معالى السّبطين، ج ٢، ص ١٢٦.