در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ١٩٧ - آماده باش عمر براى پيكار
به خداى سوگند دوست داشتم كه در راه دفاع از راه و رسم افتخار آفرين و آرمان توحيدى و انسانى شما هزار مرتبه به خاك و خون كشيده شوم، و نيز اى كاش با نثار جان ناقابل من، جان گرامى شما و اين جوانمردان عرصههاى اصلاح و انديشه و ايمان، اين برادران شجاع و برادرزادگان و خاندان و فرزندانت از خطر دشمن نجات مىيافت! «ثم قام زهير ... فقال: و اللَّه يا ابن رسول اللَّه لوددت انّى قتلت ثم نشرت الف مرّة ....» ٧- و سرانجام پس از تأكيد بر پايمردى و پايدارى در دفاع از حقّ و ايستادگى قهرمانانه در برابر خودكامگى و شقاوت از سوى شخصيّتهاى فرزانه اهل بيت و بزرگان اصحاب بود كه همه با هم بپاخاستند و آنچه را نمايندگان فكرى و عقيدتى آنان از پرچمدار دلير و پرواپيشه كربلا گرفته تا «زهير»، با شور و حرارت و بينش و درايت تحسين برانگيز خويش بصورت فردى به زبان آورده بودند، همگى بر آن پاى فشردند و گفتند:
«به خداى سوگند شما را رها نخواهيم ساخت و تا پاى جان با شما خواهيم ايستاد».][١]
آماده باش عمر براى پيكار
شب عاشورا به گونهاى كه ترسيم شد گذشت و بامداد هنوز از راه نرسيده و خورشيد از دريچه مشرق سر بر نياورده بود كه سر كرده شب پرستان به سپاه تجاوزكار و خشونت كيش خويش آماده باش داد و به سازماندهى آنان پرداخت تا صد در صد براى كارزار آماده گردند.
او «عبد اللَّه عامرى» را به فرماندهى گروهى از مدينه تباران سپاه يزيد گماشت، و «ربيعة بن قيس» را به سركردگى كنديان و ربيعيان، و «عبد الرحمن جعفى» را به فرماندهى مذحجيان و اسديان، و عنصرى پليد از بنى تميم را به فرماندهى تميميان و همدانيان برگزيد.
آن گاه «عمرو زبيدى» را به سركردگى جناح راست سپاه، و «شمر» را به سركردگى جناح چپ، «عروه احمسى» را به فرماندهى سواره نظام،
[١]- مترجم.