در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٣٨٤ - تلاش در اين محورها
چگونه خواهيد بود؟ پس اينك شمشيرها را آختهتر سازيد! و پيكانها را بر سنانها نصب كنيد! و هر آنچه در توان داريد براى رويارويى با دشمن تبهكار ساز و برگ فراهم آوريد تا لحظات مناسب قيام فرا رسد.
سخنان امير توّابين كه به اينجا رسيد روحى در شنوندگان دميده بود كه يكى پس از ديگرى فرياد بر آوردند كه امير! به خداى سوگند اگر بدانيم كه نجات از عذاب خدا و بخشايش گناهمان در يارى نرساندن به حسين ٧، در كشتن خودمان مىباشد، لحظهاى درنگ روا نمىداريم ...
و آن گاه با اشك و آه و دريغ و حسرت خداى خويش و همه حاضران را گواه گرفتند كه دارايى خويش را به منظور فراهم آوردن امكانات براى قيام، وقف سازند و جان را در طبق اخلاص نهند و به ميدان آيند.
«سليمان» گفت ياران! ديگر گفتار بس است اينك براى كردار بپا خيزيد.
آمادهايم، آماده!
بدينسان بنياد نهضت توّابين پىريزى شد و حركت به سوى روشنگرى و گردآورى امكانات و بيدارى تودهها و ايجاد پيوند و سازماندهى، آغاز گرديد، و نداى خونخواهى طنين افكند.
امير توّابين نامهاى محرمانه به مدائن نوشت و «سعد بن حذيفه» را- كه بزرگ دوستداران خاندان رسالت در آنجا بود- در جريان كار قرار داد و از او خواست تا در اين راه از هيچ تلاشى فروگذارى نكند؛ و پس از چندى پاسخ آمد كه ما آمادهايم ...
نامه ديگرى به بصره نوشت و به وسيله «مثنّى عبدى» كه بزرگ دوستداران اهل بيت در آن سامان بود، از مردم يارى خواست و آنان نيز پس از مشاوره پاسخ مثبت دادند و نوشتند كه ما خداى را به تصميم شما سپاس مىگوييم و آمادهايم كه ساعت قيام را گزارش كنيد تا به شما بپيونديم.
تلاش در اين محورها
افزون بر نامههاى دعوت، مقرّر شد كه در چند محور اساسى تلاش پىگير و بىامان آغاز و ادامه يابد! در محور فرهنگى و فكرى و عقيدتى و اخلاقى، در محور مالى و فراهم آوردن امكانات مبارزه،