در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٢٤٥ - ٢٧ و ٢٨ و ٢٩ - برادران مادرى سردار اردوگاه نور
گرانمايه است و ما با همه وجود از راه و رسم خداپسندانه و آزاديخواهانه او دفاع خواهيم كرد.[١]] او نيز رشادت و دلاورى نمايانى از خود نشان داد و كار را بر دشمن سخت گرفت امّا سرانجام «عثمان همدانى» بر او حمله كرد و در پيكارى سخت او را به شهادت رساند.
٢٦- فرزند ارجمند امام حسن
پس از شهادت جانسوز «عبد الرحمن»، نوجوان دلير و هوشمند ديگرى گام به ميدان دفاع و جهاد نهاد؛ و او «ابو بكر»، فرزند ارجمند حضرت حسن ٧ بود كه بيارى عمويش حسين ٧ شتافت.
«عبد اللَّه بن عقبه» در كمين او نشست و با تير شقاوت و بيداد خود، آن جوان ارجمند و حق طلب را نشانه رفت و او را به شهادت رساند.
٢٧ و ٢٨ و ٢٩- برادران مادرى سردار اردوگاه نور
هنگامى كه سردار سپاه عشق و ايمان، عباس فرزند گرانمايه امير مؤمنان انبوه شهيدان خاندانش را ديد، رو به برادران مادرى خود، «عبد اللَّه»، «جعفر» و «عثمان» نمود و فرمود:
«بأبي انتم و امّى تقدّموا حتى أراكم قد نصحتم للَّه و لرسوله فانّه لا ولد لكم.» هان اى برادران! پدر و مادرم فدايتان باد اى شير مردان! بپا خيزيد و به ميدان جهاد و دفاع از حق گام سپاريد؛ به پيش برويد تا بنگرم كه چگونه در راه خدا و پيامبرش اخلاص مىورزيد و در اين راه خيرخواهى مىكنيد. برويد: خدا يار و ياور شما باد! برويد كه شما زن و فرزندى نداريد كه نگران سرنوشت و آينده آنان در اين جامعه استبداد زده و قربانى فريب و خشونت باشيد. و آنان كه آماده فداكارى بودند، با سخنان برانگيزاننده برادرشان، عباس شجاعانه گام به ميدان نهادند و در برابر سپاه تجاوزكار اموى قرار گرفته و با شهامت تحسين برانگيزى بر تجاوزكاران تاختند
[١]- مقتل الحسين، امين، ص ١٥٣.