در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٢٨ - ٣ - دعوت به قانونمدارى و نظارت ملى
قانونمدارانه را مىبيند و روح و جان دين بر كالبد مردم دميده مىشود و هر كسى بر سرنوشت خويش حاكم مىگردد و از سوى مراكز رنگارنگ قدرت احساس امنيت مىكند.
درست بر اين اساس است كه در نگرش قرآن و عترت، اين كار بزرگ و پراهميت و سرنوشت ساز را كار پيامبران و جانشينان راستين آنان مىنگريم و سيره آزاد مردان و شير زنان تاريخ؛ رسالت تاريخى متفكران مىيابيم و سبك و شيوه روشنفكران و اصلاحگران و مخالفان ستم و استبداد و پرچمداران شجاع دفاع از حقوق انسانها در كران تا كران تاريخ.
با تعمق در منطق روشنگر پيشواى آزادى به روشنى در مىيابيم كه يكى از هدفهاى بلند آن حضرت در نهضت عدالتخواهانه عاشورا عمل به دو اصل مترقى امر به معروف و نهى از منكر يا دعوت به قانونمدارى و هشدار از قانونشكنى و خودكامگى، يا زنده ساختن نظارت ملى است؛ و اين خود عاملى سرنوشت ساز و مستقل و بسيار پراهميت است كه آن انسان والا را بر مىانگيزد و به سوى انجام وظيفه و اداى رسالت تاريخى در آن شرايط بحرانى و تيره و تار جامعه به حركت مىآورد.
آن حضرت در اين مورد در سفارشنامهاش مىنويسد:
«و انّى لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انّما خرجت لطلب الاصلاح في امّة جدّى اريد ان آمر بالمعروف و انهى عن المنكر و اسير بسيرة جدّى و ابى ....»
[١] من از شهر و ديار خويش نه براى راحتطلبى و وانهادن مسئوليت به راه افتادهام و نه براى خوشگذرانى و بيهودگى؛ نه انگيزهام ستم كارى و بيدادگرى است و نه تبهكارى؛ بلكه مىخواهم جامعه و امت را از نگونسارى و اسارت نجات دهم و به خواست خدا كارش را به سامان آورم و اصلاح كنم؛ مىخواهم زورمداران را به قانونگرايى و عمل به قانون دعوت كنم و از ستم و بيداد و تجاوز به حقوق مردم هشدار دهم.
و نيز نيايشگرانه زمزمه مىكند كه:
[١]- مقتل الحسين، خوارزمى، ج ١، ص ١٨٨.