در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٢٣٨ - ١٨ - جهاد و نيايش آزاد مرد«حنفى»
از ديگر ياران خواست تا با دست كشيدن از جهاد به نماز بايستند و وظيفه بندگى را در بارگاه خدا بجا آورند.
هنگامى كه آن حضرت به نماز ايستاد، «ابن حصين»، يكى از فرماندهان سپاه اموى نعره بر آورد كه: هان اى حسين! نماز تو پذيرفته نيست! چرا كه آن حضرت از امير و خليفه آنان فرمان نبرده و در ستم و بيداد و پايمال ساختن حقوق مردم با آنان همراهى و همكارى نكرده است و در برابر ستم و حق كشى بپا خاسته و پرچم آزادى و آزادگى و نجات و نيك بختى انسان را برافراشته است! «انّها لا تقبل منك!» امّا «حبيب بن مظاهر»، آن دانشور خداجو پاسخ داد كه: هان اى تيره بخت! آيا نماز و نيايش نسل و تبار پيامبر و ياران آنان پذيرفته نمىشود و نماز تو كه هنوز از بد مستى و شرابخوارگى و گناه دورى نمىجويى پذيرفته مىشود؟ «لا يقبل من آل رسول اللَّه و انصارهم و تقبل منك و انت شارب الخمر؟
و پارهاى نيز در اين مورد آوردهاند كه: در آن شرايط حسين ٧ و ياران فداكارش نماز را بصورت فردى و با اشاره خواندند، و «زهير» براى دفاع از حق دست به پيكارى سخت و دليرانه زد و تا شهادت در راه خدا به پيكار قهرمانانهاش ادامه داد.
١٨- جهاد و نيايش آزاد مرد «حنفى»
هنگامى كه جنگ و جنون سپاه اموى ادامه يافت و پيشواى آزادى ناگزير از جهاد و دفاع گرديد، مردى از آزاد مردان «حنفى» گام به پيش نهاد و پيشاپيش حسين ٧ جان و تن را سپر بلا ساخت تا آن حضرت را با جانفشانى و فداكارى خويش از خطر دشمن حراست و حفاظت كند و خود را فداى او سازد.
او تا آنجا در اين راه شكيبايى ورزيد و باران تيرها و شمشيرها و نيزههاى دشمن را به جان خريد و با آنان دلاورانه پيكار كرد كه به شرف شهادت در راه حق و عدالت نايل آمد و در برابر ديدگان سالار شايستگان و پيشاورى او، با پيكرى غرق در خون نقش بر زمين گرديد.
در همان حال روى نيايش و نياز به بارگاه آن بىنياز كرد كه: بار خدايا! تو بر آن چه بخواهى و مصلحت بدانى توانايى، و چيزى در اين راه تو را ناتوان نمىسازد؛ پس خبر يارى رسانى من به حسين ٧ و دفاع قهرمانانه من از حقوق و كرامت خاندان