در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ١٨٢ - نخستين روشنگرى آموزگار بزرگ رادىها
نخستين روشنگرى آموزگار بزرگ رادىها
هنگامى كه از سوى رژيم تاريك انديش و سركوبگر اموى، همه شرايط براى جنگ تجاوزكارانه و سركوب بيرحمانه مهيا شد و روزگار پس از روشنى افق به تيرگى گراييد و سپاه عمر سعد با آمدن نيروهاى تازه نفس تقويتى، در ششمين روز محرم از مرز بيست هزار تن فراتر رفت و آمار دلخواه آنان تكميل شد، و آن گاه كه ستاد فرماندهى اموى، بزرگ پيشواى عدالت و آزادى و ياران آزاديخواه و اصلاح طلب او را در فشار و تنگناى ضد انسانى قرار داد، آن سمبل والايىها و رادىها در برابر دشمن خيره سر و آتش افروز به پا خاست و در حالى كه بر شمشيرش به عنوان عصا تكيه كرده بود، در نهايت خيرخواهى و بشر دوستى و مسالمت و روحيه صلحجويى و همزيستى رو به آنان كرد و پس از ستايش آفريدگار هستى و سپاس به بارگاه او [باز هم آنان را به حق و عدالت و عمل به قوانين و مقررات انسانساز و عادلانه خدا دعوت كرد و در اين محورها به روشنگرى پرداخت:
١- در شناساندن خود به همگان، ٢- دعوت به پرستش خالصانه خدا و فرمانبردارى از او، نه زورمداران، ٣- ترسيم دليل حركت خويش به سوى عراق و بيان دادخواهى مردم در بند، ٤- در بيان دعوت مردم و معرفى سران احزاب و قبائل دعوتكننده با نام و نشان، ٥- افشاندن پند و اندرزهايى خيرخواهانه و بيدارگر و انسانساز بر مزرعه دلها و كوير جانها، ٦- طرح پرسشها و بحثهايى تفكرانگيز و انديشاننده و شعور آفرين، ٧- انگيزش عاطفههاى خفته و خمود، ٨- تلاش در زنده ساختن و برانگيختن وجدانهاى مرده، ٩- محاكمه رژيم تبهكار و خشونت كيش و انسان ستيز و اصلاح ناپذير اموى، ١٠- ترسيم شايسته و بايسته فرجام كار،