در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٢٣٩ - ١٩ و ٢٠ - دو آزاد مرد ديگر
گرانمايه آن حضرت را به نياى گرانقدرش محمّد برسان و همنشينى و همراهى آن حضرت، در بهشت جاودانه و آن جايگاه پرطراوت و زيبا را روزيم ساز!
بارشى از باران تيرها بر اردوگاه نور
پس از فداكارى اين مرد آزاده بود كه «ابن سعد» به «عمرو بن سعيد»- كه سر كرده گروهى از تير اندازان سپاه اموى بود- فرمان داد تا اردوگاه نور را تيرباران كنند! و آنان با بارش بارانى از تير، ديگر ياران حسين ٧ را- كه هنوز به شرف شهادت نايل نيامده بودند- هدف گرفتند و افزون بر هدف ساختن خود آنان، مركبهايشان نيز از شرارت آن تجاوزكاران مصون نماند و آنها را زخمى ساختند و پى كردند! كار بجايى رسيد كه سالار آزادى و آزادگى در آن پهن دشت آكنده از دشمن، يكّه و تنها ماند و ديگر نه رزمآور و دليرى از چابك سواران براى ياريش ماند و نه از پياده نظام.
اين اشعار بيانگر زبان حال و شرايط دشوار آن حضرت است:
|
أ تمسى المذاكى تحت غير لوائنا |
و نحن على أربابها امراء |
|
|
و أىّ عظيم رام أهل بلادنا |
فانّا على تغييره قدراء ... |
|
آيا شبانگاهان فرا رسد مركبها جز زير پرچم ما باشند، آن هم در حالى كه ما بر صاحبان آنها فرمانرواييم؟ هر كدام از زورمداران كه بخواهند بر هموطنان ما ستم و بيداد روا دارند ما براى در هم كوبيدن بساط ستم آنان تواناييم. در كران تا كران آسمان شمشيرى نخواهد درخشيد جز اين كه از ما بر آن باز دارندهاى خواهد بود.
١٩ و ٢٠- دو آزاد مرد ديگر
پس از اين مرحله حسّاس بود كه دو تن از اندك باقيمانده از ياران فداكار حسين ٧، «سيف» و «مالك جابريان» كه از قبيله دلاور خيز همدان، از خطّه «يمن» بودند، گام به ميدان كارزار نهادند و با برافراشته داشتن پرچم يارى حق و عدالت و پيشواى آن، آماده پيكار شدند.
آنان نخست پيشاروى سالارشان ايستادند و با همه وجود به عنوان وداع گفتند