در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٥٥ - دوران رونق و شكوفايى حله
آب در زمين آن فرو رود، آبى روان و گوارا از خود روان مىسازد. و پيرامون آن را ديوار و حصارى گلين و استوار در برگرفته، به گونهاى كه گويى آنجا طور سينا است!
دوران رونق و شكوفايى حلّه
سرزمين «حلّه» پيش از فرود آمدن «سيف الدّوله» در آن، سرزمينى بلند و مرتفع، داراى كوهها و تپهها و غارهايى بود كه درندگان و ديگر حيوانات وحشى به آنجا پناه برده، آنجا را براى زندگى برگزيده بودند.
و هنگامى كه «سيف الدّوله» به همراه جامعه و مردمش در سال ٤٩٥ از هجرت در آنجا فرود آمد و در «حلّه» رحل اقامت افكند، خانهها و بناهايى از سنگ و كاخهايى باشكوه و قصرهايى پرزرق و برق در آن سامان بنيان گذاشت و ياران و نزديكانش نيز با ستايش كار امير خود، با ظرافت و دقّت بسيارى به ساختن خانهها و تأسيسات مجلّل و پرشكوه پرداختند، و آن گاه بود كه تجّار و كسبه و كشاورزان و دهقانان راه «حلّه» را در پيش گرفتند، و دانشوران و دانشمندان و حقوقدانان مسلمان بدان سامان روان شدند و شاعران و سرايندگان و اديبان در آنجا مسكن گزيدند و آنجا را براى زندگى انتخاب كردند.
از اين روى اين شهر تاريخى و زيبا در زمان «سيف الدّوله»، مهد نهضت فكرى و جنبش علمى، كعبه دانش و فلسفه، كانون لغت و شعر و ادب، آبشخورى شيرين و چشمهاى جوشان و گوارا براى رشد و بالندگى و كمال علوم و دانشهاى مذهبى، فلسفى، ادبى و ديگر رشتههاى علوم اسلامى و آداب و شيوههاى مترقى و پيشرفته جهان عرب گرديد! دكتر «بصير» در كتابش- كه «نهضت» نام دارد- در باره شهر تاريخى «حلّه» مىنويسد:
«حلّه» مركز نهضت و جنبش عظيم فرهنگى بود، نهضت و رستاخيزى كه درخشندگى و تابش روشنايى و نور آن از قرن ششم هجرى آغاز گرديد و فروغ و پرتو افشانى و گسترش شعاع آن هماره ادامه يافت تا در آغازين سالهاى قرن دهم بود كه فرهنگ عظيم اسلامى از آنجا به شهر مقدّس «كربلا» رفت؛ و آنجا به مركز