در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ١١٥ - «نهشلى» و نامه سالار شايستگان
شرابخوار و فرومايه- كه مركز و محور و منشأ گناهان و سردسته تبهكاران در اين جامعه ستم زده است- بپا خاسته و بدون دانش و بينش لازم، خود را ولايت مدار و سررشتهدار مسلمانان جا زده و ادّعاى خلافت مىكند و با جور و جنايت، بدون رضايت و خواست مردم بر آنان فرمان مىراند. و من به خداى بزرگ سوگند راستين ياد مىكنم كه پيكار و جهاد بر ضدّ او و دار و دسته بيداد پيشه و خشونت كيش و تجاوزكارش از جهاد بر ضدّ شركگرايان و ستمكاران بهتر و پرپاداشتر است.
مردم! اين حسين ٧، فرزند گرانمايه امير مؤمنان و نواده ارجمند پيشواى گرانقدر توحيد، پيامبر گرامى است كه شرافتمند راستين امّت، داراى دانش و بينش گسترده و ژرف، سابقه درخشان و پرافتخار، ديدگاه درست و استوار، منش عدالتخواهانه و آزادمنشانه و بشر دوستانه و در سنّ و سال نيز پرتجربه و كارآمد و گرهگشا، و با پيامبر خدا نيز داراى پيوندى نزديك و گسستناپذير است. و هموست كه در برابر استبداد سياهكار اموى شجاعانه قامت برافراشته و جامعه و حكومت خودسر و خودكامه را به راه عدل و داد و قانونگرايى و رعايت حقوق و حدود ديگران و عمل به قرآن و سنّت و سيره آزادمنشانه پيامبر فرا مىخواند.
او بر خردسالان و نسل نوخاسته مهر مىورزد و همه را گويى فرزندان خويش به حساب مىآورد و نگران سرنوشت آنان است و بر بزرگسالان بسيار بها مىدهد و حرمت و كرامت آنان را با رحمت و مروّت پاس مىدارد، و در نتيجه، در جامعه و تمدن و دنيايى كه او آموزگار و سررشتهدار و كارگزارش باشد، تودههاى مردم، گرانقدر و گرامى و صاحب حقوق، آزادى، امنيت، حق معيشت، حق زيستن به صورت موجودى صاحب شعور و خرد، داراى حق انديشه و مقايسه و انتخاب و برخوردار از حق دفاع و حرمت و كرامت خواهند بود.
با اين بيان، حسين ٧ پيشواى راستين مردمى است كه خدا، حجّت خود را به وسيله او بر آنان تمام گردانيده و اندرزهاى خود را به وسيله او به آنان رسانده است.
پس شما اى مردم حقجو و آزادى خواه! بپا خيزيد و بكوشيد تا از درخشش فروغ تابناك نور حق جلوگيرى نكنيد و در راه باطل و بيداد گام مسپاريد؛ و بهوش باشيد! كه با سمپاشيهاى استبداد اموى بر ضدّ پيشواى آزادى و عدالت به گمراهى در نغلتيد.