در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٢٢٤ - ٩ - من يارى حسين
٨- قرآن پژوه اصلاح طلب
پس از پيكار و شهادت جانسوز او، «برير»، يا قرآن پژوه مبارز و اصلاح طلب گام به ميدان جهاد نهاد.
او مردى دانشور و دانشمند، پرواپيشه و پارسا و آراسته به ارزشهاى انسانى و اخلاقى بود. تلاوت قران مىنمود و جان را به ارزشهاى آن عطرآگين مىداشت، به گونهاى كه به او بزرگ و سالار تلاوتگران و حاملان و عملكنندگان و مرزبانان قرآن مىگفتند.
آرى، آن تلاوتگر پارسا به ميدان آمد، و از سپاه اموى عنصر كوردلى به نام «يزيد بن معقل» در برابر او ايستاد و هماورد او شد.
سخن از حق و باطل به ميان آمد و آن دو رزمنده دلير عهد كردند تا در ميدان جنگ پيش از چكاچك شمشيرها، به مباهله برخيزند و از خداى توانا بخواهند تا آن را كه بر باطل و بيداد است، به دست آن كسى كه در راه حق و عدالت است از پا در آورد.
پس از اين مباهله بود كه دست به قبضه شمشير بردند و در پيكارى سخت، «برير» پيروز شد و خدا «يزيد بن معقل» را به دست او نابود ساخت تا يك بار ديگر روشن شود كه كدامين اردوگاه، بر حق و عدالت است و كدامين آنها بر باطل و بيداد.
و او همچنان به پيكار دليرانه خويش ادامه داد تا بوسيله عنصر تجاوزكارى بنام «كعب» به شهادت رسيد.
[هنگامى كه قاتل او از كربلا بازگشت خواهرش، «نوار» به او گفت: واى بر تو! دشمن فرزند فاطمه ٣، دخت سرفراز پيامبر را يارى كردى! و استاد تلاوت قرآن را كشتى! راستى به چه گناهى سهمگين دست يازيدى!! به خدا ديگر با تو سخن نخواهم گفت.]
٩- من يارى حسين ٧ را برگزيدهام
و آن گاه نوبت به قهرمان ديگرى رسيد و اين بار «يزيد بن مهاجر» به ميدان آمد و در پيكارى دليرانه و رزمى بىامان، پنج تن از سپاه اموى را هدف تيرهاى خود قرار داد و از پا در آورد. او در همان حال با طنين افكن ساختن اين اشعار شورانگيز بسان