در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ١٨٠ - بدترين انتخاب!
آماده باش سپاه استبداد
[با فرود پيشواى آزادى و اصلاحات در كوى روشنگرى و ايثار- كه پس از آن، نامش ماندگار و جاودانه گرديد- سپاه تاريك انديش و خشونت پيشه اموى نيز بتدريج در آنجا گرد آمد و آنجا را به اردوگاه خويش تبديل ساخت.] آن گاه «عمر سعد» فرمانده سپاه اموى دار و دسته دنيادار و دنيا طلب خويش را براى كارزار با سالار شايستگان فرا خواند، و آنان نيز به فراخوان تجاوزكارانه او پاسخ مثبت دادند [و آمادگى خويش را براى پيكار با پيشواى آزادى و آزادگى- كه هدف خويش را زنده ساختن حق و برچيدن بساط استبداد و باطل و احياء حقوق پايمال شده تودههاى دربند و زنده ساختن مقررات قرآن و سيره و سنّت عادلانه و انسانى پيامبر مىدانست، و آن را از راه منطق و روشنگرى و خيرخواهى و مسالمت دنبال مىنمود- اعلان كردند] و بر ضد آن حضرت و خاندان ارجمندش بپاخاستند و با نعره جنگطلبانه و تجاوزكارانه سركرده سپاه اموى مخالفت نكردند و چون و چرا نگفتند.
بدترين انتخاب!
در اين مورد آوردهاند كه «عبيد اللَّه»، به هنگام گماشتن «عمر بن سعد» به سركردگى سپاه خمود خويش، به او گفت: من تو را به ولايت رى برگزيدهام و در برابر اين پست و مقامى كه برايت در نظر گرفتهام بايد در حل مشكلى كه حسين براى نظام اموى پيش آورده است، پيشگام باشى و از سوى ما پرچم پيكار با او را به دوش بكشى و كار او را يكسره سازى![١] و بدينسان پسر مرجانه با نقشه ابليسى خويش او را بر سر دو راهى سخت و سرنوشتسازى قرار داد و آن عنصر تاريك انديش و حقير و دنيا پرست و شيفته قدرت نيز با وسوسه او، بدترين انتخاب را نمود و راه رويارويى با برنامه اصلاحى و بشر دوستانه و ضد استبدادى حسين؛ و آن گاه رسوايى و دوزخ را برگزيد.
در اين مورد آوردهاند كه امير مؤمنان ٧ در يكى از پيش بينىها و پيشگويىهاى
[١]- نفس المهموم، ص ٢١١؛ تذكرة الخواص، ص ١٤١.