در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٣٧٩ - در برابر دادگاه وجدان
در برابر دادگاه وجدان
انسان موجودى است كه در برابر گفتار و عملكرد خويش مسئول است و خواه و ناخواه دير يا زود در دادگاههاى گوناگونى حضور يافته، و پس از پرسوجو و باز خواست و چون و چرا، به خاطر درست يا نادرست زيستناش، سرانجام مورد تشويق و يا نكوهش قرار گرفته و در خور پاداشى شكوهبار و يا كيفرى سهمگين مىگردد.
دادگاههايى كه سر راه انسان قرار دارند، عبارتند از:
دادگاه بشرى، دادگاه تاريخ، دادگاه آثار طبيعى عملكردها، دادگاه وجدان، و ديگر دادگاه رستاخيز.
و گروه توّابين كه اينك سخن از آنهاست، مردمى بودند كه پيش از حضور در دادگاه رستاخيز، در برابر دادگاه وجدان و اثر طبيعى عملكرد خويش قرار گرفته، و به خاطر دعوت از سالار شايستگان به عراق، و آن گاه كوتاهى در فرمانبردارى از آن حضرت- كه به منظور اصلاح امور امت و احياء سبك و سيره بشر دوستانه و عادلانه پيامبر و مبارزه با آفت مرگبار انحصار و استبداد و سرطان بدخيم ارتجاع اموى آمده بود- خود را محكوم يافته و به ندامت جانسوز و شكنجه دردناك وجدان گرفتار شدند. و درست بر اين اساس بود كه براى نجات از شكنجه مرگبار وجدان بر آن شدند تا اشتباهات و كوتاهىهاى جبران ناپذير خود را، بهر صورت ممكن جبران كنند، و در اين راه به آنجا رسيدند كه جز با خونخواهى حسين ٧ و نابودى كشندگان آن حضرت و يا شهادت خويش در اين راه، نه مىتوانند به ساحل آرامش وجدان نايل آيند، و نه ننگ و عار اين گناه بزرگ را از پرونده سياه كوفه و مردم آن بزدايند، و نه جوابى براى روز رستاخيز فراهم آورند.