در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٢٧٣ - به آتش كشيدن خيمهها
برآورد كه: هان اى فرزندان «بكر»! آيا دختران آزاده و عدالت خواه و سرافراز پيامبر را غارت مىكنند و شما بىتفاوت نظاره مىكنيد؟
و آن گاه خروشيد كه: هيچ قانون و فرمانى جز فرمان خداى يكتا پذيرفته نيست و اين كارهاى زشت و ظالمانهاى كه به فرمان امويان- آن هم بنام دين- انجام مىگردد در خور خشم و لعنت خداست! و از پى آن خروشيد كه: هان اى خونخواهان فرزندان پيامبر! واى مدافعان حقوق و امنيّت خاندان پيامبر! كجا هستيد تا از فرزندان آن حضرت دفاع كنيد؟! و با اعتراض سخت اين زن، همسرش كه گويى در سپاه «عبيد» بود به او نزديك شد و او را به خيمه باز گردانيد.
به آتش كشيدن خيمهها
تاراجگران اموى به سوى حرم اهل بيت يورش بردند و به غارت خيمهها پرداختند. دختران سالار پيامبران و نور ديدگان فاطمه با سر و پاى برهنه از خيمهها بيرون ريختند و در سوگ جوانان و سالخوردگان به خون خفته خويش نالههاى جانسوز سردادند. غارتگران پس از غارت خيمهها، آنها را به آتش كشيدند و زنان و كودكان، بناگزير ترسان و نگران از آنجا سر به بيابانها نهادند. شرايط آنان در آن هنگام همان گونه بود كه اين شاعر وصف مىكند:
|
فترى اليتامى صارخين بعولة |
تحثوا التراب لفقد خير امام |
|
|
و تقمن رباب الخدور حواسرا |
يمسحن عرض ذوائب الايتام |
|
|
و ترى النساء أراملا و ثواكلا |
تبكين كل مهذب و همام |
|
از سويى يتيمان را مىنگرى كه با همه وجود شيون مىكنند و ناله مىزنند و در سوگ حسين ٧ خاك غم بر سر و روى خود مىافشانند؛ و از دگر سو بانوان آزاده و سرفرازى را، كه با به غارت رفتن روسرىهايشان اينك بدون پوشش، دست نوازش بر سر يتيمان وحشت زده مىكشند ...
و نيز زنان آزاده و دختران سرفرازى را خواهى ديد كه يا در سوگ شوى قهرمان خويش نشستهاند و شيون مىكنند و يا در ماتم فرزندان شجاع و عدالت خواهشان.