در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٣٨ - ٨ - آزادگى و آزادى خواهى
تيرهبخت، زنان و كنيزكان خود را در امنيّت و آسايش، پشت پردهها بنشانى و آن گاه دختران ارجمند و ستم ستيز پيامبر را در بند اسارت و بيداد، به اين شهر و آن شهر بكشانى و در اين كوى و آن برزن بگردانى؟
آيا اين از عدل و داد است كه بدين وسيله حريم امنيّت و پرده كرامت آنان را كنار زنى و چهرههايشان را نمايان سازى؛ تا آشنا و بيگانه، مردم شهر و روستا، دور و نزديك، ريشهدار و بىريشه و تبار، بر آنان بنگرند و آنان در برابر ديدگان و تماشاگران باشند؟ آن هم در شرايطى كه نه از مردان دلير و آزادمنش اين خاندان پرشكوه، كاروانسالارى بر ايشان مانده است، و نه پشت و پناهى كه از حقوق و آزادى آنان دفاع كند؟!
٨- آزادگى و آزادى خواهى
جنبش متفكرانه و حكيمانه و مسالمت آميز فرهنگى و دينى و انسانى عاشورا، جنبشى براى آزادى و آزادگى و حريتطلبى است.
هدفش همان هدف والايى است كه پيامبر به آموزگارى و قهرمانى آن وصف مىشود، و به آموزش و تحقق آن فرمان بعثت مىيابد:
«وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ»[١] و مردم نوانديش و مترقى از آن پيام آورى پيروى مىكنند كه قيد و بندهايى را كه بر دست و پا و مغز آنان نهاده شده است، همه را بر مىدارد تا بينديشند و از انواع اسارتها و ذلتها به فراخناى آزادى و آزادگى بال گشايند.
همان گوهر كميابى كه آن آزادمنشترين پدر تاريخ به فرزند حريت خواهش سفارش مىفرمود كه: پسرم! هرگز برده و بنده و دنباله رو ديگرى مباش كه خدا تو را آزاد آفريده است.
«و لا تكن عبد غيرك و قد جعلك اللَّه حرّا.»
[٢] با اين بيان بر خلاف پندار سنگوارهاى برخى از تاريكانديشان كه نعمت گرانبها و بىبديل و اوج بخش آزادى و آزاديخواهى را هنوز برنمىتابند و در آغاز هزاره
[١]- سوره ٧، آيه ٥٧.
[٢]- نهج البلاغه، نامه ٣١.