در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٣٦٢ - سوگوارى پريان بر پيشواى شهيدان
همان بزرگ مردى را كه خدا و فرشته وحى بر او درود و سلام نثار مىكنند.
٤- از «ام سلمه» همسر پيامبر گرامى آوردهاند كه مىگفت: پس از رحلت پيامبر ديگر نوحه سرايى و سوگوارى جنّيان را در سوگ كسى نشنيده بودم تا در شهادت حسين ٧ دگر باره شنيدم كه يكى از گويندگان آنها شعرى بدين مضمون مىسرايد و نوحه سرايى مىكند:
|
ألا يا عين فاحتملى بجهدى |
و من يبكى على الشّهداء بعدى ... |
|
هان اى چشم! مرا در اين راه يارى كن تا در اين سوگ سهمگين گريه كنم! چه كسى پس از من بر اين شهيدان گرانقدر راه آزادى و عدالت گريه مىكند؟
بر شهيدانى كه مرگ پرافتخار و شهادت در راه حق، آنان را به سوى مقاومت و ايستادگى در برابر خودكامه روزگارشان سوق داد.
٥- و از گروهى از مردم مدينه آوردهاند كه صداى جانسوز سوگوارى پريان در شهادت حسين ٧ را مىشنيدند كه مىگفتند:
|
مسح النّبىّ جبينه |
فله بريق في الخدود ... |
|
پيامبر دست بر پيشانى خود گرفته و باران اشك از جام ديدگان بر گونههايش روان است؛ پدر و مادر حسين ٧ از بزرگان و برجستگان قريش هستند و نياى بزرگ او، بهترين نياكان مىباشد.
٦- و نيز پريان بر او مىگريستند و مىگفتند:
|
لمن الأبيات بالطّف على كره بنينا |
تلك ابيات الحسين يتجاوبن رنينا |
|
اين خانههايى كه در پهن دشت نينوا، ناخواسته بنياد شده است از آن كيست؟
اينها خانههاى حسين است كه شيونها و نالههاى ما را پاسخ مىدهند.
٧- و نيز «ابن جوزى» در كتاب خويش تحت عنوان «سوگوارى جنّيان بر امام حسين ٧» آورده است كه گروهى از مردم صداى سوگوارى جنّيان بر آن حضرت را مىشنيدند كه مىگفتند: «لقد جئن نساء الجنّ يبكين شجيات ...» زنان جنّيان از غم و اندوه گريه مىكنند و براى بانوان هاشمى نوحه مىسرايند؛ بر پيشواى آزادى، حسين و بر بزرگى اين سوگ، شيون و ناله سر مىدهند؛ بر چهره خود مىكوبند، و پس از جامههاى سياه، جامههاى رنگارنگ در بر مىكنند.